ملاحظات-در-جریان-زندگی-در-افراد-مبتلا-به-دیابت

اضطراب کودکان

اضطراب یک احساس عادی است که وقتی با مشکل روبرو می شویم، احساس تنهایی می کنیم و یا مسائل شخصی داریم ، روی می هد. با این حال، سطح خاصی از اضطراب وجود دارد که حیاتی است و ما باید مراقب آن باشیم. اضطراب طبیعی در واقع مفید است. با این حال ، اضطراب هنگامی که به لحاظ مدت زمان  یا شدت یا تکرار آن باعث ایجاد اختلال در عملکرد و رفاه عمومی فرد شود ، به یک مشکل تبدیل می شود. این سه عامل - مدت ، شدت و فراوانی - اضطراب نرمال و انطباقی را از اضطراب پاتولوژیک غیرطبیعی متمایز می کند. به همین ترتیب ، اضطراب غیرطبیعی با اضطراب طبیعی متفاوت است زیرا با وضعیتی که پاسخ اضطراب آور را ایجاد می کند متناسب نیست.

طبیعی است که همه افراد در زندگی خود، حدی از اضطراب را  درک می کنند. چنین اضطراب هایی، می تواند ناشی از ترس از پاسخ گویی به یک پرسش کلاسی باشد و یا مواجه شدن با یک موقعیت خطرناک. اما  «اختلالات اضطرابی» آنگاه بروز می کنند که میزان یا سطح اضطراب با موقعیتی که فرد در آن قرار دارد، تناسب ندارد و این اضطراب منجر به بروز رفتارهای نامناسب از سوی فرد می شود و زندگی شخص را دچار اختلال می کند.

میتوان گفت اضطراب عبارت اســت از واکنش فرد در مقابل یک موقعیت تهدید آمیز، یعنی موقعیتی که در افزایش تحریکات اعم از بیرونی یا درونی موثر واقع شده و فرد در مهار آنها ناتوان است

اختلال اضطراب فراگیر، با نگرانی مزمن، افراطی و غیرقابل کنترل در مورد شماری از موضوعات و اضطراب، گوش به زنگی و عالئم بدنی همراه آن  مشخص میشود.

در دوران تحول، عوامل خطر خاصی ممکن است افراد را به حساسیت هیجانی بالا، مشکلاتی در ادراک و  تنظیم هیجانات و حساسیت افراطی به تغییرات هیجانی ناگهانی از حالت هیجانی خنثی/مثبت به منفی هدایت کند و موجب شود که افراد، برای کنترل هیجانهای خود به راهبردهای ناسازگارانه ای مانند نگرانی پناه بیاورند. مطالعات نشان میدهند که افراد مبتال به اختلال اضطراب فراگیر حساسیت هیجانی بالاتری دارند و در مقایسه با افراد مبتال به اختلال  اضطراب اجتماعی و گروه کنترل، چهرههای دارای کمترین بار هیجانی را سریعتر تشخیص میدهند.همچنین این افراد در تنظیم هیجان دشواری تجربه میکنند.

افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر واکنش­پذیری هیجانی بالایی را در مواجهه با رویدادهای منفی زندگی  و محرکهای منفی.تجربه میکنند. در کنار این عوامل خطر، عامل سرشتیِ بازداری رفتاری – عاملی سرشتی ، آشفتگی و آستانۀ پایین به تازگی  که با مهار  و اجتناب از رویارویی با محرکهای جدید مشخص میشود سبک دلبستگی اجتنابی و اضطرابی-دوسوگرا در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر به چشم میخورد. همچنین مشکلات تعامل با والدین، با نگرانی و اختلال اضطراب فراگیر ارتباط  دارد.

اضطراب فراگیر دوران کودکی چیست؟

این اختلال یک اختلال روانشناختی است که مربوط به اختلال در سلامت روان است. کودک مبتلا به این اختلال احساس نگرانی زیادی می‌کند بدون آنکه دلیل مشخص و منطقی برای این احساس وجود داشته باشد. برخی موقعیت‌هایی که موجب شدّت نگرانی کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال می‌شوند:

  • نگرانی در مورد اتفاقاتی که در آینده خواهد افتاد.
  • نگرانی در مورد اتفاقاتی که در گذشته افتاده است.
  • نگرانی دربارۀ توانمندی هایشان
  • نگرانی دربارۀ وظایف محوله به آنها از جمله انجام تکالیف
  • نگرانی دربارۀ اعضاء خانواده و مسائل مربوط به خانواده

تا حدّی نگران بودن در مورد مسائل گوناگون در بین کودکان و نوجوانان طبیعی و بخشی از فرآیند رشدی آنهاست. امّا در کودکان مبتلا به این اختلال، نگرانی تقریباً دائمی است و بیشتر اوقات روز کودک نگران است و این نگرانی بر عملکرد او در جنبه‌های مختلف زندگی تاثیر منفی می‌گذارد.

علائم اختلال اضطراب فراگیر:

کودکان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر اغلب به میزان زیادی نیاز به کسب اطمینان خاطر از والدین و سایر اطرافیان بزرگسال خود هستند.

  • نگرانی بیش از اندازه در مورد مسائل گوناگون پیش از آنکه اتفاق بیافتند
  • نگرانی بیش از اندازه دربارۀ اعضاء خانواده، دوستان، تکالیف مربوط به مدرسه و ..
  • نگرانی بیش از اندازه و دائمی دربارۀ سلامتی والدین و اعضاء خانواده
  • خودداری از مدرسه رفتن
  • شکایت دائمی از مشکلات جسمانی مانند دل درد، سردرد و ...
  • گرفتگی یا درد عضلانی
  • مشکلات خواب
  • نگرانی زیاد در زمان دوری از والدین
  • چسبیدن بیش از حد به اعضاء خانواده
  • احساس گرفتگی در گلو
  • احساس خستگی زیاد
  • مشکل در تمرکز
  • تحریک پذیری
  • بدخلقی زیاد
  • ناتوانی در آرام کردن خود

برای تشخیص دقیق این اختلال مانند هر اختلال دیگری از یک فرد متخصص در این زمینه مشورت بگیرید.

: آیا اختلال های اضطرابی قابل درمان هستند؟

اختلال‌های اضطرابی قابل درمان هستند. بسیاری از بیماران که علائم قابل ملاحظه‌ای داشتند پس از دریافت درمان‌های مناسب، بهبود یافته‌اند. با این حال موفقیت در درمان در طیف زمانی متفاوتی رخ می‌دهد. برخی بیماران ممکن است پس از چند هفته به درمان پاسخ دهند درحالیکه در عدۀ دیگر این زمان ممکن است طولانی‌تر شده و چند ماه به‌طول انجامد. همچنین اگر بیماران هم‌زمان با اختلال اضطراب فراگیر از مشکل دیگری رنج ببرند و یا هم‌زمان به انواع دیگر اختلال‌های اضطرابی نیز مبتلا باشند، ممکن است برای درمان به مدّت زمان بیشتری نیاز باشد. یک درمانگر حرفه‌ای پیش از شروع هر اقدام درمانی، ارزیابی دقیقی از بیمار خواهد داشت.

درمان اختلال اضطراب فراگیر

اختلال اضطراب فراگیر معمولاً به‌خودی خود بهبود نمی‌یابد و برای درمان نیاز به اقدامات حرفه‌ای است. خوشبختانه درمان‌های مناسبی برای این اختلال وجود دارد امّا  در صورت عدم درمان ممکن است منجر به مشکلات بزرگتری مانند افسردگی یا استفاده از الکل و مواد شود.

درمان مناسب با توجّه به سن، نشانه‌های بیماری، سلامت عمومی همچنین شدت بیماری توسط متخصصین انتخاب می‌شود.

درمان های رایج شامل:

  • دارو درمانی
  • خانواده درمانی
  • درمان شناختی رفتاری
  • درمان شناختی رفتاری کوتاه مدت

درمان شناختی رفتاری کوتاه مدت روش درمانی نوینی است که با توجه به اختلال کودک برای کودکان مبتلا به انواع اختلال‌های اضطراب از جمله اختلال اضطراب فراگیر با شدت خفیف تا متوسط با تشخیص متخصص مربوطه، کاربرد دارد. در این روش پس از انتخاب بیمار مناسب، یک کتاب راهنما که به زبانی ساده به توصیف اختلال اضطراب، دلایل شکل‌گیری و تداوم این اختلال، راهکارهای درمانی به خوبی  پرداخته شده است.، در اختیار والدین قرار می‌گیرد.

در خلال مطالعۀ کتاب والدین طی ۴ جلسۀ حضوری و ۴ جلسۀ ۲۰ دقیقه تلفنی از حمایت و راهنمایی درمانگر بهره‌مند می‌شوند.

  • مزیت های این روش درمانی:

- کوتاه‌تر بودن طول درمان

-نیاز کمتر به حضور کودک در تمام جلسات درمان

-آشنائی کامل والدین با اختلال فرزندشان

-آشنائی والدین با روش برخورد صحیح با مشکل فرزندشان

برخی نکات در مدیریت اضطراب

فعالیت‌های خارج از برنامه داشته‌باشید: تمرینات یوگا انجام‌دهید، موسیقی گوش‌کنید، مدیتیشن انجام‌دهید، با دوستانتان وقت بگذرانید یا تکنیک‌های آرام‌سازی را یاد بگیرید. هرکدام از این کارها به شما کمک می‌کند تا کمی کمتر به مشکلات فکر کنید.

تغذیۀ مناسب داشته باشید: هر غذایی نخورید. تنقلات سالم و انرژی‌زا را در وعده‌های غذایی خود بگنجانید.

غذاها و نوشیدنی‌های محرک مصرف نکنید: مصرف الکل و مواد غذایی محرک و نوشیدنی‌های کافئین‌دار ممکن است موجب تشدید اضطراب و تحریک حملات هراس شوند.

خواب کافی داشته باشید: خواب کافی به شما کمک می‌کند که احساس خوبی داشته‌باشید و در سلامتی شما مؤثر است.

نفس عمیق بکشید: دم و بازدم آرام و طولانی داشته باشید. به خصوص وقتی احساس اضطراب می‌کنید یا زمانی‌که به تختخواب می‌روید و آمادۀ خوابیدن می‌شوید.

از یک تا ده بشمارید: وقتی احساس اضطراب می‌کنید؛ به آرامی از یک تا ده بشمارید و تمرکز خود را روی اعداد قرار دهید. این کار به شما در زمان اضطراب و قبل از خواب کمک می‌کند. اگر لازم است شمردن را تا بیست ادامه دهید و دوباره به آرامی برعکس از بیست تا یک به شمردن ادامه‌ دهید.

در حد توانمندی هایتان از خود انتظار داشته باشید: در انجام هر کاری به‌جای آنکه به کسب نتایج بی عیب و نقص و تمام و کمال فکر کنید، برای آنکه به حدّ کافی تلاش کرده‌اید و نتایج نسبتاً خوبی به‌دست آورده‌اید، به خودتان افتخار کنید. حتّی اگر نتیجۀ دلخواه به‌دست نیامد، باز هم به دلیل تلاش‌هایتان شایستۀ تحسین هستید. پس به خود ببالید و بیشتر از توانتان از خود انتظار نداشته‌باشید!

بپذیرید که انسان قادر به کنترل همۀ اتفاقات و شرایط نمی باشد: نگرانی‌هایتان را به چالش بکشید: آیا اوضاع به همان بدی است که شما فکر می‌کنید؟

شوخی کنید : خنده بر هر درد بی درمان دواست! پس تا جایی که می‌توانید بخندید و از خوشی‌های زندگی لذّت ببرید.

نگرش خود را تغییر دهید: تلاش کنید تا افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. به جنبه‌های مختلف یک موضوع فکر کنید و از داشتن افکار خشک و غیر قابل انعطاف خودداری کنید؛ احتمال‌های دیگری هم وجود دارد. باور کنید!

کارهای خیرخواهانه انجام دهید: برای انجام کارهای خیرخواهانه داوطلب شوید و یا به هر طریقی که می‌توانید دراجتماعات مردم بنیاد مشارکت نمایید. انجام این قبیل امور استرس شما را کاهش می‌دهد.

دلایل شروع اضطرابتان را شناسایی کنید: منشاء استرس در محیط کار، در خانواده یا در محل تحصیلتان است؟

الگویی که در هر محیطی موجب شروع اضطرابتان می‌شود را شناسایی کنید، آن را یادداشت کنید و به دنبال حل مشکل باشید.

با دیگران صحبت کنید: با دوستان و آشنایان نزدیکتان در مورد احساس اضطراب خود صحبت‌کنید و از آنها راهنمایی بگیرید. در صورت لزوم با یک روانشناس یا روانپزشک مشورت‌کنید.

 برای حفظ سلامتی و مدیریت اضطراب ورزش کنید: برای حفظ سلامتی و کاهش فشار روانی (استرس) به‌صورت منظم ورزش کنید؛ به عنوان مثال برنامۀ پیاده روی منظم داشته‌باشید، بدوید یا شنا کنید.

پنج روز در هفته به مدت نیم ساعت در روز: دوچرخه‌سواری کنید یا ورزش‌های هوازی داشته باشید.

برنامۀ منظم روزانه داشته باشید: به صورت روزانه اهداف کوچک ورزشی تعیین نمایید؛ اگر روزی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه پیاده‌روی کنید بهتر از آن است که منتظر تعطیلات آخر هفته بمانید تا سه ساعت بدوید. بسیاری از تحقیقات نشان داده‌اند که تناوب در تمرینان ورزشی بسیار مهم‌است.

برای ورزش کردن روش مورد علاقۀ خود را پیدا کنید: طوری برنامه‌ریزی کنید که ورزش کردن برایتان لذت‌بخش شود. افراد برون‌گرا ورزش‌های گروهی را ترجیح می‌دهند و افراد درون‌گرا بیشتر به ورزش‌های انفرادی تمایل دارند.

هنگام ورزش کردن حواس خود را پرت کنید: موقع ورزش کردن می‌توانید به موسیقی، کتاب‌های صوتی و سخنرانی‌ در مورد موضوعات مورد علاقه‌تان، گوش کنید. گوش کردن به موسیقی یا سخنرانی مورد علاقه هم‌زمان با انجام فعالیت‌های بدنی، ورزش کردن را برای اغلب مردم لذت‌بخش‌تر می‌کند.

همراه ورزشی داشته باشید: پایبندی به انجام ورزش‌های منظم زمانی‌که با شخص دیگری قرار می‌گذارید که با هم ورزش کنید، آسان‌تر خواهد بود. می‌توانید به‌همراه همسرتان، یکی از دوستان یا همکلاسیتان ورزش‌کنید.

صبور باشید: اغلب تقریباً ۴ تا ۸ هفته طول می‌کشد تا افرادی که به ورزش کردن عادت ندارند، به داشتن برنامۀ منظم ورزشی عادت کنند و احساس راحتی در اجرای این قبیل برنامه ها داشته باشند. پس به ورزش کردن ادامه دهید.

اضطراب اجتماعی

اختلال اضطراب اجتماعی شامل احساس ترس شدید در موقعیت‌های مهم یا اجتماعی یا موقعیت‌هایی است که فرد باید کاری را در مقابل جمع انجام دهد. مثلاً در مقابل جمع سخنرانی کند یا در کلاس مجبور باشد فعالیت کلاسی انجام دهد یا سؤال بپرسد.

علامت بارز این اختلال احساس اضطراب یا ترس شدید در موقعیت‌هایی است که ممکن است فرد مورد قضاوت یا ارزیابی قرار گیرد و یا در جمعی مورد استقبال و پذیرش قرار نگیرد. افرادی که از این مشکل رنج می‌برند اغلب نگران تشخیص علائم اضطراب توسط اطرافیان هستند. علائمی مانند سرخ شدن صورت، تپق زدن و ... یا می‌ترسند احمق، دست و پاچلفتی یا کسل‌کننده به نظر برسند. به همین دلیل آنها از حضور و قرار گرفتن در موقعیت‌هایی  که ممکن است در معرض قضاوت و ارزیابی قرار گیرند، اجتناب می‌کنند و چنانچه اجتناب از حضور در چنین موقعیت‌هایی امکان‌پدیر نباشد، دچار اضطراب و نگرانی شدیدی می‌شوند.

اغلب افرادی که مشکل اضطراب اجتماعی دارند علائم جسمانی ناشی از اضطراب شامل تند شدن ضربان قلب،حالت تهوع، عرق کردن را تجربه می‌کنند. حتّی ممکن است در مواجهه با موقعیت‌هایی که موجب اضطرابشان می‌شود، دچار یک حملۀ اضطراب تمام عیارشوند.

با وجود اینکه این افراد می‌دانند که اضطرابشان بیش از حد معمول و بی‌دلیل است، امّا در کنترل اضطرابشان احساس ناتوانی می‌کنند. اضطراب اجتماعی در میان نوجوانان بسیار شایع است. اگرچه اغلب این افراد به عنوان افراد خجالتی شناخته می‌شوند امّا بسیار مهم است که تفاوت این‌دو از هم تشخیص داده شود.

اضطراب اجتماعی می‌تواند آثار مخرّبی بر زندگی فرد داشته باشد. به عنوان مثال ممکن است شخصی یک فرصت شغلی خوب را تنها به این دلیل که لازمۀ آن تعامل زیاد با دیگران است، از دست بدهد و یا ممکن است شخصی از بیرون رفتن برای صرف چای با دوستانش خودداری کند زیرا از لرزش دستش به شدّت می‌ترسد. این اختلال حتّی ممکن است موجب شود که فرد مشکلاتی در دوران تحصیل پیدا کند، یا مشکلاتی در مصاحبۀ کاری، برقراری ارتباط با دوستان و همسالان و یا برقراری رابطۀ احساسی و عاطفی داشته باشد. افراد مبتلا به این اختلال بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به افسردگی اساسی و مصرف الکل قرار دارند.

با وجود درمان‌های موثری که برای  این اختلال وجود دارد امّا شواهد حاکی از آن است که تعداد کمی از افراد مبتلا از این درمان ها بهره‌مند می‌شوند.

مهمترین نشانۀ اضطراب اجتماعی:

ترس و اضطراب شدید از قرار گرفتن در یک یا چند موقعیت اجتماعی که ممکن است در آن کودک مورد بررسی دقیق، ارزیابی یا قضاوت  قرار گیرد مانند تعامل و معاشرت با دیگران، اجرا در مقابل جمع یا جاییکه که ممکن است کودک تحت نظر باشد.

برخی نشانه‌های اضطراب اجتماعی:

  • فکر کردن به اینکه دیگران از کارهای او خواهند فهمید که خجالت کشیده است.
  • موقعیت‌های اجتماعی اغلب موجب برانگیختن اضطراب می‌شوند. در کودکان اضطراب ممکن است به صورت بدخلقی،گریه کردن، خودداری از صحبت، چسبیدن به والدین، بهت زدگی ظاهر شود.
  • خودداری از قرار گرفتن در موقعیت‌های اجتماعی و یا در صورت مواجهه با این موقعیت‌ها تحمل احساس اضطراب زیاد
  • احساس اضطراب ازفکر کردن به خاطراتی در مورد قرار گرفتن در جمع در گذشته
  • چسبیدن بیش از حد به افراد آشنا
  • علائم جسمانی شامل: سرخ شدن صورت، تپش قلب، لرزش صدا، مشکل در حرف زدن، لرزش و حالت تهوع.

خجالت یا اضطراب اجتماعی

خجالت به خودی خود مشکل به حساب نمی‌آید. بسیاری از بچه‌های خجالتی روابط دوستانۀ خوبی داشته و مشکلی در انجام فعالیت روزمرۀ زندگی خود ندارند. امّا چنانچه خجالتی بودن کودک مانع او در شرکت در مهمانی‌ها یا جمع همسالان شود و یا در انجام فعالیت‌های روزمره مانند کارهای کلاسی، درس جواب دادن، سؤال پرسیدن در کلاس، سخنرانی و ... شود، آنگاه لازم است تا اقدام مؤثری در جهت غلبه بر این مشکل انجام شود.

شناخت رفتار درمانی ترکیبی از تکنیک‌های مختلف است که برای اختلال‌های گوناگون مانند افسردگی، انواع اضطراب یا اضطراب اجتماعی و ... کاربرد دارد و برای هر مشکل خاص، به شیوه‌ای معین تکنیک‌های مناسب با آن اختلال به‌کار گرفته‌ می‌شود. یکی از اهداف اصلی این روش درمانی، شناسایی باورهای ناکارآمد و الگوی فکری  بیماران، به چالش کشیدن این افکار و تغییر دیدگاه بیمار نسبت به موضوعات مشکل‌ساز است. بخشی از روند درمان شناختی رفتاری شامل انجام اقداماتی در مورد مسائل مشکل‌ساز است:

  • سوء برداشت‌هایی که ممکن است فرد از خود و توانائی‌های خود داشته باشد.
  • احساس گناه، خجالت یا خشم نسبت به موقعیت‌های گذشته یا کنونی
  • چگونه قاطعیت بیشتری داشته باشید
  • مقابله با کمالگرایی و واقع‌گرایانه‌تر بودن
  • مقابله با اهمال‌کاری مربوط به اضطراب اجتماعی

شناخت رفتاردرمانی از تعدادی تکنیک تشکیل شده است که بسیاری از آنها بر تفکر مسئله‌مدار متمرکز هستند. روش‌های شناختی به کاهش اضطراب در روابط  بین فردی کمک می‌کند و به فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی کمک می‌کند تا در موقعیت‌های اجتماعی کنترل بیشتری بر اضطراب خود د اشته باشند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که در این روش باور بر این است که  با تغییر افکار می‌توان به حل مشکل اضطراب اجتماعی پرداخت.  امّا مساله به همین راحتی نیست. شاید به عنوان فردی که از این اختلال رنج می‌برید پیش آمده باشد که کسی به شما بگوید «مثبت فکر کن!» . اگر به همین راختی بود مدّتها قبل مشکل خود یا فرزندتان را  حل کرده بودید. بنابراین برای درمان این اختلال نیاز به روشی اصولی است. شناخت رفتار درمانی راهکارهای زیادی در اختیار افراد مبتلا به این اختلال، قرار می‌دهد. امّا گاهی به دلیل طولانی بودن جلسات درمان، هزینه‌های مالی، عدم تمایل کودک به حضور در جلسات درمان و بسیاری مسائل دیگر قادر شروع یا تکمیل فرآیند درمان نیستید و ممکن است با برخوردهای غیر اصولی با کودک، ناخواسته مشکل او را تشدید نمائید.

راه حل این مشکل: شناخت رفتار درمانی کوتاه مدت

پژوهشگران و صاحب‌نظران علم روانشناسی به این مشکل مراجعین به خوبی اندیشیده‌اند و شناخت رفتار درمانی کوتاه مدّت را پایه‌ریزی نموده اند. در این روش جلسات طولانی مدت شناخت رفتار درمانی متداول تنها به ۴ جلسۀ یک ساعتی به صورت حضوری و ۴ جلسۀ ۲۰ دقیقه‌ای مشاورۀ تلفنی کاهش یافته است. در این روش والدین پس از مطالعۀ کتاب « فرزندتان مضطرب است؟ روشی گام به گام برای رهایی از ترس و اضطراب کودکی» آگاهی زیادی نسبت به مشکل فرزندشان و روش درمان آن به دست خواهند آورد. علاوه بر این در این روش والدین اجرا کنندۀ تکنیک‌های این روش درمانی برای فرزندشان هستند و با این کار این شانس برای کودک فراهم می‌آید که درمان در محیط واقعی زندگی‌اش رخ دهد در حالیکه از حضور کودک در جلسات درمان کاسته می‌شود و حضور کودک تنها در جلسۀ اول و آخر دورۀ درمانی برای ارزیابی و سنجش ضروری است. این مساله موجب کاهش فشار روانی از حضور در مراکز درمانی برای کودک شده و همچنین فرزندتان ساعاتی را باید صرف حضور در مراکز درمانی کند، صرف فعالیت‌های معمول زندگی‌اش می‌کند.

امّا نگران نباشید؛ در این مسیر تنها نیستید؛ درمانگر در طول اجرای این روش همراه شما است و در تمام جلسات درمان به مشکلات شما در خلال اجرای برنامۀ گام‌به‌گام رسیدگی خواهد کرد و به سوالات شما پاسخ می‌دهد.

در این کتاب شما با چگونگی به چالش کشیدن افکاری که موجب ایجاد اضطراب کودک در موقعیت‌های اجتماعی شده‌است و نیز چگونگی آماده‌سازی کودک برای مواجهۀ تدریجی فرزندتان با چنین موقعیت‌هایی به‌خوبی آشنا می‌شوید. همچنین در این کتاب مشکل فرزندتان  و روش حل این مشکل به زبانی ساده توضیح داده شده و علاوه بر آن برای درک بهتر، مثال‌هایی که برگرفته از مراجعین واقعی به مراکز درمانی هستند، ارائه شده است.

اکنون زمان آن رسیده که به آسانی و با کمترین هزینه اقدامی مؤثر برای حل مشکل فرزندتان انجام دهید.

نکاتی برای کمک کودک مبتلا به اضطراب اجتماعی

اگر فرزندتان از اضطراب اجتماعی رنج می‌برد؛ نیاز به حمایت شما دارد. در ادامه نکاتی پیرامون کمک به فرزندتان ارائه شدده است:

آنچه در منزل می‌توانید انجام دهید:

  • فرزندتان را برای موقعیت‌هایی که موجب اضطراب او می‌شود، آماده کنید. با اجرای نمایش یا گفتگو با کودک؛ موقعیت مورد نظر را شبیه‌سازی کنید و با هم به تمرین کارهایی که می‌تواند شرایط را برای فرزندتان آسان‌تر و قابل تحمل‌تر کند، بپردازید.
  • فرزندتان را تشویق کنید که به بررسی افکارش بپردازد. مثلاً اگر فکر می‌کند اگر در کلاس سؤال بپرسد هم‌کلاسی‌هایش به او می‌خندد؛ از او بخواهید تا دلایلی که موجب شده اینگونه فکر کند را برایتان بازگو کند و سپس به بررسی این دلایل بپردازید.
  • درمورد موقعیت‌های اجتماعی که حضور در آنها موجب اضطراب شما می‌شده و از کارهایی که برای غلبه بر ترس و اضظرابتان برای روبرو شدن با این موقعیت‌ها انجام داده اید، با فرزندتان صحبت کنید. اینگونه باب گفتگو دربارۀ اضطراب را برای فرزندتان گشوده‌اید و او خواهد دانست که گفتگو در مورد این موضوع امری طبیعی است. همچنین با این کار کودک از درک و حمایت والدین خود آگاهی می‌یابد.

آنچه در مدرسه باید انجام دهید:

  • به آرامی و با ملایمت فرزندتان را تشویق به شرکت در فعالیت‌های گروهی نمایید. گوشه‌گیری و اجتناب از شرکت در فعالیت‌های گروهی، مشکل کودک را تشدید می‌کند.
  • فرزندتان را مجبور به صحبت در مقابل دیگران نکنید. با ملایمت او را تشویق کنید. در حضور دیگران از گفتن جله‌هایی مانند «بیا جلو و سلام کن، خجالت نکش!» خودداری نمایید. اگر فرزندتان در یک موقعیت اجتماعی خاص مضطرب شد، نگران نشوید. سعی کنید در آینده بار دیگر کودک را در این موقعیت قرار دهید، امّا این بار پیش از مواجهه با موقعیت، از قبل او را آماده کنید. هرگز فرزندتان را به دلیل اضطراب و ناکامی از مواجهه با یک موقعیت، سرزنش یا تحقیر نکنید و از به‌کارگیری جملات طعنه‌آمیز خودداری کنید.
  • در اینباره کودک را نصحیت نکنید، زیرا این کار باعث بدتر شدن شرایط برای کودک می‌شود.
  • با مسئولین مدرسه یا مهدکودک در مورد مشکل فرزندتان صحبت کنید. همچنین آنها را از اقداماتی که در جهت بهبود مشکل فرزندتان انجام می‌دهید، آگاه کنید. اینگونه همۀ اطرافیان کودک که به‌طریقی با او در تعامل هستند، به یک روش ثابت با او برخورد می‌کنند.

چگونه با فرزنتان صحبت کنید:

  • اگر از موقعیتی مشخصی که موجب اضطراب فرزندتان می‌شود، اطلاع دارید – مثلاً وقتی جواب تلفن را می‌دهد مضطرب می‌شود- هربار که او این کار را انجام می‌دهد حتّی اگر اتفاقی باشد، او را تحسین و تشویق کنید. اگر شخص دیگری در آنجا حضور دارد، کودک را با صدای آرام طوریکه دیگران متوجّه نشوند، تشویق کنید و اگر تنها هستید با صدای بلند او را تشویق کنید. این کار موجب تقویت اعتماد به‌نفس کودک می‌شود.
  • به کودک برچسب نزنید؛ بدین معنی که صفت خاصی مانند «خجالتی» را به او نسبت ندهید. اگر افراد دیگر در موقعیت‌های اجتماعی در مورد رفتار فرزندتان نظر دادند، می‌توانید به آنها از این قبیل پاسخ‌ها بدهید: در واقع فرزندم با افرادی که به‌خوبی می‌شناسد، کاملاً راحت است.
  • هرچقدر هم که از این موضوع ناراحت هستید، از رفتار کودک انتقاد نکنید یا واکنش ناخوشایندی نسبت به مشکلات کودک در موقعیت‌های اجتماعی از خود نشان ندهید.

چند نکته در خصوص کمک به کودک مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی:

  • اوّلین قدم در کمک به این کودکان، نام‌گذاری و توصیف این اختلال به زبانی ساده برای آنهاست. این کودکان در موقعیت‌های اجتماعی دچار اضطراب زیادی می‌شوند امّا علت آن را نمی‌دانند. به آنها کمک کنید تمایز بین واکنش‌های هیجانی، علائم جسمانی ناشی از اضطراب را تشخیص دهند و همچنین موقعیت‌هایی که موجب برانگیختن هیجانشان می‌شود را نیز شناسایی کنند.
  • تنفس عمیق:

آموزش به کودک دربارۀ تاثیر افکار بر احساس و رفتار ، درس بزرگی است که لازم است والدین برای مدیریت اضطراب به فرزندشان بیاموزند.

  • لازم است کودک روش‌های لازم برای آرام کردن خود در زمان اضطراب را بیاموزد. بنابراین:
  • نفس عمیق کشیدن بهترین راه برای بهبود تپش قلب،نفس نفس زدن و سرگیجه است.
  • به فرزندتان بیاموزید که موقع اضطراب طوری نفس بکشد که انگار می‌خواهد بادکنکی که در شکمش است را باد کند و سپس باد آن را خالی کند. با ۴ شماره هوا را به داخل ریه‌ها بدهد (دم) و با ۴ شماره هوا را از ریه‌هایش خارج کند (بازدم).
  • تصویر سازی ذهنی:

هنگام انجام دم و بازدم کودک می‌تواند به یک تصویر، منظره ، خاطره یا داستان آرامش‌بخش فکر کند و تصویر آن‌را در ذهنش تصور کند.

  • درحالی‌که کودک نفس عمیق می‌کشد با صدای آهسته، یک منظرۀ آرامش بخش یا داستان یا یک خاطرۀ لذت بخش را برایش تصویر سازی کنید.
  • آرامش عضلانی پیش‌رونده:

کودکان مضطرب وقتی تحت فشار روانی قرار می‌گیرند، احساس گرفتگی در عضلات خود می‌کنند. به او بیاموزید که عضلات انگشت خود را برای پنج ثانیه منقبض کند و سپس به آرامی آن را رها کند. این کار را با تک تک عضلات بدن و صورت انجام دهید.

  • به چالش کشیدن افکار:

افکار منفی موجب ایجاد اضطراب کودک می‌شود. افکار منفی فرزندتان را شناسایی کنید و آنها را با افکار مثبت جایگزین نمایید.

  • مهارت حل مساله را به فرزندتان بیاموزید.
  • مهارت دوست‌یابی و برقراری ارتباط بادیگران را به فرزندتان بیاموزید. مهارت هایی مانند:

-تشکر کردن

-احترام گذاشتن به دیگران

-خوب گوش کردن و پاسخ دادن به دیگران

- مهارت آغاز کردن صحبت با اطرافیان

مواجهه تدریجی با موقعیت

مواجهۀ تدریجی کودک با موقعیتی که موجب اضطراب و نگرانی کودک می‌شود روشی مناسب برای کودکان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است. مثلاً اگر فرزندتان از صحبت در برابر جمع دچار اضطراب و نگرانی می‌شود، در آغاز می‌توانید با هم پانتومیم بازی کنید یا فرزندتان با صدای آهسته برایتان سخنرانی کند. سپس می توانید از او یک سؤال بپرسید و پاسخ او به سؤال را ضبط کنید و با هم به صدای ضبط شده گوش دهید. پس آز آن صدای ضبط شده را در حضور فرزندتان برای بستگان مورد اطمینان کودک پخش کنید. سپس این کار را رفته رفته و در طی مراحل مشخص ادامه دهید. مثلاً سخنرانی در مقابل شما، سپس در برابر افراد مورد و اطمینان و ...

 

ترس‌های خاص

تفاوت بین ترس نرمال و اختلال ترس‌های خاص (فوبیا) میزان ترس و اضطرابی است که کودک در مواجهه با یک موقعیت معین تجربه می‌کند. کودکی که از ترس‌های خاص یا همان فوبیا رنج می‌برد در مواجهه با یک یا چند موقعیت دچار ترس و اضطراب بسیار زیادی می‌شود.

ترس‌های شایع شامل:

  • ترس از یک مکان مشخص مانند آسانسور
  • ترس از حیوانات یا حشرات
  • ترس از یک موقعیت خاص مانند پرواز
  • ترس از خون،آمپول یا عمل جراحی
  • ترس از تاریکی
  • ترس از ارتفاع
  • ترس از رعد و برق
  • و سایر موارد

کودکان مبتلا به این اختلال همیشه از مواجهه با موقعیتی معین دچار ترس و اضطراب می‌شوند امّا سایر کودکان ممکن است فقط گاهی دچار ترس شوند و ترس و اضطرابشان دائمی نیست.

علائم و نشانه‌ها‌:

  • اجتناب از مواجهه با موقعیتی معین
  • ترس از پیش‌بینی مواجهۀ احتمالی با شیء یا موقعیت اضطراب‌آور
  • تحمل اضطراب شدید در صورت مواجهه با شیء یا موقعیت اضطراب‌آور

برخی ازعلائم جسمانی:

  • تپش قلب
  • تعریق
  • لرزش جسمانی
  • تنگی نفس
  • احساس خفگی
  • درد و ناراحتی شکمی
  • احساس سرگیجه و ضعف
  • احساس لرز یا گر گرفتی

نکاتی برای والدین

  • به کودک کمک کنید تا به صورت تدریجی با ترس‌هایش مواجه شود. زیرا اجتناب از مواجهه با موقعیت موجب تشدید ترس و اضطراب می‌شود.
  • به‌جای اینکه سعی کنید در کودک اطمینان خاطر ایجاد نمائید به او کمک کنید تا مشکلش را حل کند.
  • از روش‌های درمانی مختلفی که برای این احتلال وجود دارد با کمک متخصصین بهره‌مند شوید.

شناخت رفتار درمانی کوتاه مدت:

برای رهایی کودک از ترس و اضطراب، می‌توانید کتاب راهنمای والدین با عنوان «فرزندتان مضطرب است؟ روشی گام به گام برای رهایی از ترس و اضطراب کودکی» را مطالعه کنید و در کنار آن از درمان کوتاه مدت شناختی رفتاری بهره‌مند گردید. در این روش در کنار مطالعۀ کتاب راهنما، درمانگر به شما کمک می کند تا فنون و تکنیک های شناخت رفتاردرمانی که درمانی متداول برای فوبیا یا ترس های خاص است را برای فرزندتان در محیط واقعی زندگی اش اجرا نمایید.

بیشتر بدانید ...

مشکلات افراد سالمند

جمعیت جهان به سرعت در حال پیر شدن است.پیش بینی می­شود تا سال ۲۰۵۰ جمعیت سالمندی جهان دو برابر خواهد شد. یعنی از %۱۲ کنونی به ۲۲% می­رسد. به طور دقیق­تر افراد بالای ۶۰ سال ازعدد ۹۰۰ میلیون به ۲میلیارد نفر، خواهد رسید!

افراد سالمند با چالش­های سلامت فیزیکی و روانی روبرو هستند که احتیاج به تشخیص دارد. مشکلات سلامت روان توسط متخصصان و خود افراد سالمند تشخیص داده می­شوند، اما متاسفانه با توجه به انگ­های مرتبط با مشکلات روانی، میلی برای دریافت کمک از سوی افراد سالمند وجود ندارد.

ریسک فاکتورها برای سلامت روان سالمندان:

عوامل متعدد استرس در هر مرحله از زندگی وجود دارد. افراد مسن نیز مانند سایر افراد، استرس­های معمول زندگی را تجربه می­کنند، علاوه بر آن استرس­های خاصی وجود دارند که مربوط به سال­های پایانی زندگی است، این استرس­ها ناشی از روند از دست دادن چشمگیر ظرفیت­ها و کاهش توانایی­های(عملکردی)، (برای مثال کاهش توانایی حرکتی، دردهای مزمن، ضعف و دیگر مسائل سلامتی) است، از سوی دیگر اتفاقاتی متاثر از کاهش سطح اقتصادی و اجتماعی به دلیل بازنشستگی( که برخی از آنان نیازمندان مراقبت طولانی هستند). باعث انزوا، تنهایی و یا تنش روان شناختی در این افراد  می­شود. بر اساس پژوهش­های معتیر، بین سلامت روان و سلامت جسمانی رابطه مستقیم وجود دارد. سالمندان نسبت  به افراد جوان­تر درگیر بیماری­هایی مانند قلبی وعروقی هستند به همین دلیل، به احتمال زیاد مستعد افسردگی هستند، که می­تواند اثرات منفی در نتایج درمانی آنان داشته باشد.

این موضوع بسیار با اهمیت است که افراد سالمند می­توانند قربانی سوءاستفاده­هایی از جمله توهین فیزیکی، کلامی، روانی، جنسی، رها شدگی، کم توجهی و در نهایت آسیب جدی به کرامت انسانی، شوند. شواهد اخیر نشان داده است از هر ۶ فرد مسن ۱ نفر مورد سوءاستفاده قرار می­گیرد. این تجربه نه فقط باعث آسیب فیزیکی بلکه منجر به آسیب­های جدی تر می­شود و حتی در شرایطی موجب پیامدهای روان شناختی ماندگار مانند افسردگی و اضطراب گردد.

منبع:سازمان بهداشت جهانی

بیشتر بدانید ...

چرا سلامت روان یک موضوع مهم در سلامت همگانی است؟

تعریف سازمان بهداشت جهانی از واژه "سلامت" بدین­گونه است:”حالتی از بهزیستی کامل جسمانی، روانی واجتماعی نه صرفاً نداشتن بیماری یا ناتوانی جسمی". مطابق این تعریف، سلامت روان بخشی جدایی­ناپذیر سلامت می­باشد،که می­بایست شناسایی و در صورت وجود اختلال، درمان شود.

به همین دلیل سلامت روان به عنوان قسمتی از وظایف سلامت همگانی در حال پر رنگ شدن می­باشد. بر این اساس وظایف مذکور می­تواند در راستای برنامه­ریزی و هدف­گزاری حوزه سلامت همگانی و ارتقاء سلامت مورد توجه قرار گیرد، همانطور که تاکنون دربخش پیشگیری و بیماری­های مزمن چنین اقداماتی صورت گرفته است. در این مسیر با چالش­هایی از قبیل چگونگی شناسایی ریسک فاکتورها، افزایش آگاهی درمورد اختلالات روان و به طور همزمان ارزیابی اثربخشی درمان­ها،برداشتن انگ­ها از اختلالات روان ، از بین بردن نابرابری­ها در ارایه خدمات و نهایتاً بهبود در ارزیابی خدمات مواجه هستیم. سلامت روان در سالمندی به اندازه سلامت جسمانی در این دوره از زندگی مورد توجه و با اهمیت است.

Reference: Centers for Disease Control and Prevention and National Association of Chronic Disease Directors

منبع: مراکز کنترل و پیشگیری بیماریها و انجمن ملی مدیران بیماری های مزمن آمریکا

بیشتر بدانید ...

دمانس و افسردگی در افراد سالمند به عنوان یکی از مسائل مهم در سلامت همگانی

دمانس:

دمانس سندرمی است که به طور معمول ماهیتی پیشرونده و مزمن دارد، که با زوال در حافظه، تفکر، تخریب رفتار و ناتوانایی در انجام فعالیت­های روزانه همراه می­باشد.پیش بینی می­شود که حدود ۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان مبتلا به دمانس باشند که تقریبا  60%  از این افراد در کشورهایی با درآمد متوسط و یا پایین زندگی می­کنند. همچنین با توجه به جمعیت کلی دمانس پیش بینی می­شود که در سال ۲۰۳۰ این جمعیت به ۸۲ میلیون نفر و در سال ۲۰۵۰ به ۱۵۲میلیون نفر برسد. از نظر هزینه­های مربوط با مراقبت­های پزشکی، اجتماعی و مراقبت­های پرستاری مرتبط با دمانس، این بیماری بار اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی را تحمیل می­نماید. از سویی دیگر فشارهای اقتصادی، هیجانی و فیزیکی در این بیماری، می­تواند باعث به وجود آمدن، استرس طاقت فرسا در خانواده و مراقبان افراد مبتلا  ­گردد. درنتیجه نیاز به حمایت از سوی سیستم­های بهداشتی، اجتماعی، مالی و قانونی هم برای افراد بیمار و هم مراقبان آنان وجود دارد.

افسردگی:

افسردگی رنج بزرگی ایجاد می­کند که می­تواند منجر به اختلال در عملکرد روزانه­ی زندگی شود. با در نظر گرفتن جمعیت جهان، افسردگی به احتمال ۷ % در افراد مسن رخ می­دهد و۷/۵ % از سالخوردگان در افراد بالای ۶۰ سال درگیر این اختلال هستند. افسردگی عموماً در مراحل مراقبت اولیه غیر قابل تشخیص و درمان می­باشد. علائم این اختلال، غالباً نادیده گرفته و درمان نمی­شوند زیرا با سایر مشکلات پیش آمده در سالمندان شباهت دارند. افراد مسن با علائم افسردگی نسبت به افرادی که به بیماری­های مزمن ( از قبیل بیماری­های ریوی، فشار خون ودیابت ) عملکرد ضعیف­تری دارند. جای بسی تاسف، افسردگی باعث افزایش استفاده از خدمات مراقبت های بهداشتی و هزینه های مربوطه می­شود.

منبع: سازمان بهداشت جهانی

بیشتر بدانید ...

بیماری پارکینسون دقیقا چیست؟

بیماری پارکینسون نوعی اختلال حرکتی است که بر توانایی انجام فعالیت­های روزانه تاثیرمی­گذارد. اگرچه این بیماری خود را با طیف وسیعی ازعلائم  نمایان می­کند اما مشخصه­هایی خاص، در پارکینسون وجود دارد که بیشتر افراد مبتلا آن را تجربه می­کنند و نمایان تر می­باشد. در طبقه بندی مشخصه­های بیماری، علائم پارکینسون مبتنی برحرکت( حرکتی) و سایر موارد (غیرحرکتی) تقسیم می­شوند. رایج­ترین علائم حرکتی در بیماری ترمور(لرزش ریتمیک)، سفتی و سختی عضلات، کندی حرکتی(برادیکینزیا) می­باشند. بیمار مبتلا به پارکینسون ممکن است با مشکلات قرارگیری، تعادل، هماهنگی و قدم زدن نیز مواجه گردد. علائم غیرحرکتی مرتبط با پارکینسون شامل، مشکلات خواب، یبوست، اضطراب، افسردگی و خستگی می­باشد. نکته حائز اهمیت اینکه، اگرچه علائم مذکور، از علائم رایج پارکینسون می­باشد، اما می­تواند از فردی تا فرد دیگر متفاوت باشد. همچینن چگونگی تغییر این علائم با گذشت زمان و بروز سایر علائم پارکینسون می­تواند در یک فرد متفاوت باشد. افراد معمولا علائم مرتبط با پارکینسون را بعد از ۵۰ سالگی نشان می­دهند، اما افراد حتی در سنین جوان تر نیز می­­­­­­­­توانند این علائم را نشان دهند. طبق آماری احتمالی، یک میلیون در کشور آمریکا  و ده میلیون در سراسر جهان به پارکینسون مبتلا هستند.

منبع: کتابجه راهنمای بیماری پارکینسون ۲۰۱۹،انجمن بیماری پارکینسون آمریکا (APDA)

بیشتر بدانید ...

بیماری آلزایمر چیست؟

آلزایمر بیماریی مرتبط با مغز می­باشد که باعث ایجاد مشکلاتی در حافظه، تفکر و رفتار می­شود. آلزایمر یک بیماری پیشرونده است، اگرچه علائم بیماری می­تواند طیف گسترده ای داشته باشد اما فراموش­کاری اولین مشکل محسوس در بسیاری ازافراد است، به طوری که بر توانایی­های عملکردی آنان در خانه، محل کار و یا لذت بردن از تفریحات­شان تاثیر بگذارد. بیش از پنج میلیون آمریکایی به این بیماری مبتلا هستند، به عبارت دیگر به طور میانگین با در نظر گرفتن سه عضو مرتبط با فرد، بر پانزده میلیون نفرازاعضای خانواده، دوستان و مراقبان افراد مبتلا تاثیر می­­­­­­­­­­­­­­­­­گذارد. آلزایمر دارای سه مرحله می­باشد. مرحله اول (ملایم)، مرحله دوم (متوسط)، مرحله سوم(شدید)

مرحله اول:

           در اوایل تشخیص بیماری، فرد احتمالاً از نظرعملکردی کارهای فردی خود را انجام می دهد  و نیاز به کمک دیگران ندارد.  او ممکن است رانندگی، کار و فعالیتهای اجتماعی خود را انجام دهد. اما اشکالاتی درحافظه­اش مانند فراموشی کلمات و مکان­های آشنا و ... ایجاد می­گردد که دوستان، فامیل و افراد نزدیک به بیمار متوجه این مشکلات می­شوند.  

مرحله دوم:

           این مرحله معمولاً طولانی­ترین مرحله از این بیماری است و می­تواند سال­ها ادامه یابد. همزمان با پیشرفت بیماری، نیاز به مراقبت و پرستاری از فرد مبتلا بیشتر می­شود. در این مرحله فرد بیمار وقایع و خاطرات شخصی را فراموش می­کند، در به یاد­آوری آدرس، شماره تلفن و نام دبیرستان و دانشکده­ای که از آن فارغ التحصیل شده است یا فراموشی در مورد اینکه کجا هست و چه وقت از روز است و نیز در انتخاب لباس مناسب برای مناسبت ها و فصول مختلف دچار مشکل می­شود. در الگوی خواب وی مانند خوابیدن در روز و بیداری در سراسرشب، تغییراتی ایجاد می­شود و همچنین ریسک بالای گم شدن فرد مبتلا در این مرحله بالاست، از سوی دیگر تغییرات رفتاری و شخصیتی شامل توهم، سوءظن، رفتارهای اجباری و تکراری (فشردن دست، خرد کردن دستمال)، در وی ایجاد می­شود. حتی در شرایط وخیم­تر برخی از افراد در کنترل مثانه ای و روده ای دچار مشکل می­شوند.

مرحله سوم:

           در این مرحله افراد ممکن است، توانایی پاسخگویی به محیط اطراف، مکالمه و در نهایت کنترل حرکتی را از دست بدهند.  و یا اینکه در گفتن کلمات و یا عباراتی طوری عمل نمایند که برقراری ارتباط با آنان بسیار دشوار شود. همچنین با زوال حافظه و مهارت­های شناختی، تغییرات شخصیتی چشمگیری در آنان بوجود می­آید که نیازمند شدید مراقبت و نگهداری هستند. و در نهایت مستعد عفونت های گوناگون بویژه ذات الریه می­شوند.

           منبع: انجمن آلزایمر آمریکا

بیشتر بدانید ...

راهکارهای مراقبتی و درمانی برای حل نیازهای سلامت روان در افراد سالمند

سازمان بهداشت جهانی از دولت ها در راستای تقویت و ارتقای سلامت روان در سالمندان و ادغام استراتژی­های موثر در برنامه ها و سیاست ها حمایت می­کند. استراتژی و برنامه جهانی پیرامون سالخوردگی و سلامت توسط مجمع بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۶ تصویب شده است. یکی از اهداف این استراتژی جهانی، تراز کردن سیستم­های بهداشتی با نیازهای سالمندان در زمینه های سلامت روان وسلامت جسمانی می باشد. اقدامات کلیدی عبارتند از: جهت گیری سیستم های بهداشتی در حول ظرفیت های درونی و توانایی عملکردی، توسعه و اطمینان بخشی از دسترسی مناسب به مراقبت های بالینی یکپارچه­ی سالمند محور و تضمین نیروی کار پایدار و آموزش دیده­ی مناسب ومدیریت شده می باشد.

برنامه­­ی عملی و جامع سلامت روان برای سال­های ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ که همه ی کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی متعهد می­شوند در جهت ارتقاء بهزیستی روان، پیشگیری از اختلالات روان، ارائه  خدمات مراقبتی، تقویت بهبودی، ارتقاء حقوق بشر و کاهش مرگ و میر در افراد مبتلا به اختلالات روان از جمله افراد مسن، گام بردارند. این برنامه بر چهار هدف اصلی تمرکز دارد.

  1. تقویت رهبری و حاکمیت موثر بر سلامت روان
  2. تهیه و ارائه خدمات جامع، یکپارچه و پاسخگو در زمینه­ی سلامت روان و مراقبت های اجتماعی در محیط­های اجتماعی
  3. اجرا راهکارهای مبتنی بر ارتقاء و پیشگیری در زمینه­ی سلامت روان
  4. تقویت سیستم­های اطلاعاتی، شواهد و تحقیقات در سلامت روان

افسردگی، روان پریشی، خودکشی، تشنج و دمانس و اختلالات مرتبط با سوءمصرف مواد با هدف بهبود مراقبت از اختلالات روانی،عصبی و اعتیاد به مواد، از طریق تهیه ­ی راهنما و ابزارها برای توسعه خدمات درمانی در مناطق با منابع و درآمد کم در برنامه­ی جهانی گنجانده شده­اند.

این بسته شامل مدیریت و مداخلات پیشگیری کننده در هر یک از اولویت­ها ی مذکور در محیط­ها غیر تخصصی بهداشت از جمله برای افراد سالمند می­باشد.

منبع: سازمان بهداشت جهانی

بیشتر بدانید ...

نگاهی به دیابت در بزرگسالی

با ورود افراد به دوره­ی بزرگسالی، فرد باید نقش هایی جدیدی  در حوزه هایی مانند کار، رابطه عاطفی و نقش والدی بر عهده گیرد. دیابت و به دنبال آن، خود مدیریتی بر فرد مبتلا و افرادی که با او زندگی می­کنند، تاثیر می­گذارند. بیماران مبتلا ممکن است این سوال را مطرح کنند، با توجه به شرایط خاص سلامتی شان، آیا زندگی عاطفی و والدی شان دوام خواهد داشت؟

روابط عاطفی با کیفیت مطلوب به همراه حمایت های خود مدیریتی، از سوی شریک زندگی می­تواند کیفیت کلی زندگی و کیفیت زندگی مرتبط با دیابت، رفتارهای خود مدیریتی و پیامدهای درمانی را بهبود بخشد. پیامدهای نامطلوب درمانی می­تواند برتوانایی­های عملکردی فرد، تاثیر گذارد و باعث تغییر نقش فرد مبتلا به دیابت در زندگی شود. اختلال عملکرد جنسی غالبا با افسردگی همراه است و به طور منظم در گزارشات بالینی یافت می­شود.

سالمندی و دیابت:

افراد سالمند مبتلا به دیابت ممکن است از نظر عملکردی و شناختی بدون مشکل باشند، امید به زندگی در آنان به طور قابل توجهی بالا باشد و نیازمند هیچ مداخلات روان شناختی  خاصی نباشند، با این حال، می­توانند  شرایط و مسائل خاص مرتبط با سن شان را داشته باشند(ابتلا به بیماریهای دیگر ، اختلال  درعملکرد شناختی، رژیم های درمانی پیچیده، اختلال عملکردی و محدودیت در منابع اجتماعی و مالی، افسردگی). برآورده شدن اهداف تنظیمی گلوکز، ممکن است تحت تاثیر، نیازمندی های غذایی خاص فرد مبتلا، محدودیت های فیزیکی، از دست دادن حافظه، پایین بودن سواد و مهارتهای شمارشی، قرار گیرد. مراقبین افراد مبتلا به دیابت،  باید در تصمیمات مدیریتی دیابت و تصمیم گیری های درمانی سهم داشته باشند. اهداف مداخلاتی روان شناختی و اجتماعی، شامل حمایت در خودمدیریتی، اطمینان از دسترسی به مراقبت های بهداشتی، بررسی حمایت های مالی و هیجانی، همچنین تسهیل در دستیابی به بهزیستی جسمانی و روانی می باشد.

زمانیکه افرد مسن مبتلا به دیابت از افسردگی نیز رنج می­برند، بهتر است رویکرد درمانی به سمت و سوی کارهای گروهی پیش رود به عبارتی دیگر پزشکان در حوزه­ی سلامت جسمانی، از روانپزشکان و مداخلات روان شناسان سلامت سود و بهره ببرند. در نهایت برای تشخیص اختلال عملکرد شناختی افراد سالمند، غربالگری شناختی به طور سالانه توصیه می­شود.

بیشتر بدانید ...

ملاحظات در جریان زندگی در افراد مبتلا به دیابت

درهرمرحله از زندگی، ارائه دهندگان خدمات بهداشتی باید در نظر بگیرند که کدام منابع و تطابق ها برای به حداکثر رساندن پیامدهای درمانی مثبت و بهزیستی مورد نیاز است، به ویژه شناسایی فاکتورهای روان شناختی موثر بر خودمدیریتی (مانند، فرهنگ، محیط، تعیین کننده­های اجتماعی، نقش ها ومسئولیت های زندگی، روابط بین فردی، همچنین ویژگی های فردی مانند، نژاد/ قومیت، سن، زبان و وضعیت اجتماعی-اقتصادی) مورد نیاز است.

باتوجه به ماهیت پویا و سریع تحولات شناختی و تغییرات هیجانی در دوران نوجوانی، تشخیص زود هنگام افسردگی، اختلالات اضطرابی، مسائل مربوط به غذا خوردن وناتوانایی های یادگیری، می­تواند دامنه و اثربخشی، گزینه های درمانی را افزایش دهد، همچنین ممکن است در به حداقل رساندن تاثیرات  منفی بر خودمدیریتی دیابت و پیامدهای بیماری کمک نماید. از آنجایی که  این نوجوانان به سیستم های حمایت اجتماعی ( مانند، خانواده و ارائه دهندگان خدمات درمانی) وابسته هستند، در نهایت باید، آنان را به سمت و سوی خودمدیریتی مستقل هدایت کرد، همچنین خانواده و شبکه های اجتماعی مرتبط به آنان لازم است در ارزیابی و درمان روان شناختی گنجانده شوند. والدین کودکان مبتلا به دیابت نوع۱ ، به ویژه در زمان تشخیص اولیه بیماری، مستعد افسردگی هستند. افسردگی مقاوم والدین،  می­تواند برسازگاری ومدیریت فرزندشان در بیماری دیابت بویژه، کودکان کوچکتر تاثیر­گذارد.

آموزش اعضای خانواده، تقویت مهارتهای حل مسئله و حل تعارض می­تواند مدیریت دیابت را بهبود بخشد، دستیابی به سطح مطلوب گلوکز را تسهیل و رنج روانی ناشی از دیابت را کاهش بخشد. سالهای نوجوانی با نقص در مراقبت از دیابت و اختلال در ارتباطات بین اعضای خانواده، جوانان و ارائه دهندگان خدمات درمانی شناخته شده است. مشخصه های بلوغ نرمال افزایش استقلال در تصمیم گیری و تمایل به گروه همسالان، برای تایید خود پنداره و خود ارزشمندی می­باشد. تمایل نوجوانان به مطابقت و همسانی در گروه ممکن است در پنهان کردن یا به حداقل رساندن رفتارهای مراقبتی دیابت نقش داشته باشد. در نتیجه  خودمدیریتی آنان را در مدرسه به خطر بیاندازد.

رشد شناختی و مهارتهای تصمیم گیری بر طیف گسترده های از رفتارهای پرخطر و پذیرش رفتارهای خود مدیریتی در زندگی روزانه تاثیر مثبت خواهد گذاشت. سطح نا مطلوب مدیریت گلوکز خون نباید به طور خودکار به سرکشی و نافرمانی نوجوانان و یا فقدان نگرانی آنان برای سلامتی شان نسبت داده شود. بنابراین  ارزیابی دقیق روان شناختی متناسب با سن و بررسی دقیق رژیم های پزشکی، توصیه می­شود، تا اصلاحات لازم، برای تسهیل خودمدیریتی و بهزیستی انجام شود. چنانچه نوجوانان در پذیرش حمایت از پزشکان، خانواده و دوستان مقاومت نشان دهند، باید احتمال مسائل روان شناختی  جدی تر را مورد توجه  و ارزیابی قرار گیرد.

اگرچه مسائل اخلاقی و حقوقی مربوط به پذیرش و یا امتناع از مولفه های درمانی (به عنوان مثال، پمپ انسولین) به طور گسترده مورد مطالعه  قرار نگرفته است، بدون شک این موضوعات در فرایند درمان ظاهر خواهند ­شد. بنابراین هنگام ارزیابی و درمان باید موضوع رضایت از درمان، مورد توجه قرار گیرد.

ظهور فن آوری هایی مانند تلفن و رایانه  با هدف ارسال اطلاعات  مورد نیاز برای خود مدیریتی، می­تواند در حفظ ارتباط از طروق کانال های غیر حضوری مفید باشد و ممکن است راهی برای ارتباط مستقیم جوانان با ارائه دهندگان خدمات درمانی فراهم نماید، به طوری که آنان، در خود مدیریتی احساس استقلال نمایند. بحث و گفتگو با نوجوانان باید شامل پرسش هایی در مورد بهزیستی، رنج روانی در دیابت و رفتارهای پرخطر(سوء مصرف مواد و فعالیت های جنسی) آنان باشد.

بیشتر بدانید ...

مراقبت های روان شناختی در افراد مبتلا به دیابت

ترکیبی از عوامل اجتماعی،رفتاری و هیجانی فاکتورهای روان شناختی محسوب می­شوند که بر زندگی، بهزیستی و رضایت از پیامدهای درمانی  افراد مبتلا به دیابت نوع ۱و۲ تاثیر می­گذارد. بنابراین افراد مبتلا به دیابت و خانواده­هایشان با مسائل پیچیده و چند جانبه­ای روبرو می­شوند. برای ارتقاء بهزیستی روان شناختی و پیامدهای درمانی، مراقبت­های بیمار محور ضروری می­باشد، که این­گونه تعریف می­شود " ارائه مراقبت­ها به شیوه محترمانه و منطبق بر نیازها، ارزش­ها و ترجیحات فرد بیمار و اطمینان از اینکه ارزش های بیمار، تمامی تصمیمات را هدایت می­­نماید."

اجرای مداخلات روان­شناختی بیمار محور نیازمند ارتباط و تعامل موثر، شناسایی مشکل، غربالگری روانی، تشخیص، ارزیابی و مداخلات متناسب با شرایط زندگی، ارزش­ها و ترجیحات فرد مبتلا به دیابت می­باشد.

مسائل روان شناختی که بر خودمدیریتی افراد مبتلا به دیابت تاثیر می­گذارد:

افراد مبتلا به دیابت تا زمانی که صلاحیت مهارت­های خود مراقبتی آنان تایید شود، باید مورد ارزیابی و آموزش قرار گیرند. متخصصان سلامت باید بار درمان و میزان اعتماد به نفس/ خودکارآمدی و سطوح حمایت­های اجتماعی و خانوادگی فرد بیمار را در حین ارائه و توصیه­ها در نظر بگیرند. عوامل متعددی به غیر از عوامل رفتاری  فرد بیمار بر پیامدهای درمانی تاثیر می­گذارد، به عنوان مثال می­توان از، صلاحیت­های مدیریتی لازم در طبابت، مدت زمان ابتلا به دیابت، افزایش وزن، سایر موارد مرتبط با سلامت (مانند، داشتن بیماری­های دیگر و داروهای مصرفی همزمان) نام برد. بنابراین بدون ارزیابی دقیق و مستقیم صحیح نمی­باشد که سطوح نامناسب گلوکز و یا اثرات جانبی ناشی از بیماری را، فقط به رفتارهای خودمدیریتی بیمار نسبت دهیم.

در حین ارتباط با بیماران و خانواده­شان باید تایید کرد که عوامل متعددی برکنترل میزان گلوکز تاثیر می­گذارد، اما بر این نکته تاکید بیشتر شود که پیروی از رژیم های درمانی توصیه شده و تغییر در سبک زندگی می­تواند بر بهبود نتایج بیماری و بهزیستی بیمار، به طور قابل توجهی تاثیر داشته باشد. بنابراین هدف کلی باید توانمندسازی بیماران دیابتی بدون مقصر قلمداد کردن  آنان (زمانی­که خودمدیریتی در سطح مطلوب قرار ندارد) به عدم پیروی از توصیه­های درمانی باشد.

 واژه­ی آشنای عدم پیروی، نقش منفعل و مطیع بیمار را القاء می­کند که مغایر با نقش فعال بیمار که بر برنامه­ریزی و نظارت روزانه، ارزیابی و حل مسئله در خودمدیریتی تاکید می­نماید، می­باشد. درک بیمار از توانایی خود یا خودکارآمدی در خود مدیریتی دیابت از اهمیت بالایی برخوردار است. فاکتورهای روانی اجتماعی مرتبط در خودمدیریتی و پیامدهای درمانی  دیابت باید هدف اساسی در ارزیابی مداوم و برنامه­ریزی درمانی قرار گیرد.

خودمدیریتی نامطلوب ممکن است به دلیل محدودیت­های عملکردی (مانند، نابینایی، مشکلات مرتبط با چاقی، سواد کم سلامت و مشکل در شمارش)، فقدان آموزش مناسب، فراموشی، موانع روانی اجتماعی(مانند: عدم حمایت­های خانوادگی و اجتماعی، باورهای نادرست درمورد بیماری و درمان، پریشانی­های هیجانی،علایم افسردگی و کمبود و نقص در حل مسئله و یا مهارت­های مقابله­ای) باشد. بنابراین نیازهای افراد باید ارزیابی شود تا مداخلات متناسب با مشکلات بیماری­شان تنظیم گردد، از سویی پرسشنامه­های خود گزارش­دهی را می­توان در حین اجرا و انجام مداخلات استفاده کرد.

استفاده از رویکرد غیر قضاوتی که لغزش­های دوره­ای در  برنامه­های خودمدیریتی را عادی و نرمال می­نماید. می­تواند در کم کردن مقاومت بیماران در گزارش­دهی مشکلات­شان  نقش داشته باشد.

انتخاب روزانه غذاهای سالم از سخت­ترین جنبه­های خودمدیریتی دیابت می­باشد. به جای بیان، رفتارهای متعدد ناسالم به عنوان فاکتورهای تاثیرگذار بر عدم رعایت رژیم غذایی، استفاده از دستورالعمل­های موجود در تغذیه و الگوهای غذایی متناسب با هر فرد که  بسیار منعطف باشد، باید ارتقاء یابد. خودنظارتی بر میزان مصرف مواد غذایی، می­تواند به افراد دیابتی در گردآوری اطلاعات مورد نیاز متخصصین تغذیه برای برنامه­ریزی غذایی و توصیه های رژیمی بیمار کمک نماید، همچنین در ارزیابی و شناسایی رفتارهای مختل­کننده رژیم غذایی، نیز مفید باشد.

منبع: انجمن دیابت امریکا

بیشتر بدانید ...