نگاهی به دیابت در بزرگسالی

با ورود افراد به دوره­ی بزرگسالی، فرد باید نقش هایی جدیدی  در حوزه هایی مانند کار، رابطه عاطفی و نقش والدی بر عهده گیرد. دیابت و به دنبال آن، خود مدیریتی بر فرد مبتلا و افرادی که با او زندگی می­کنند، تاثیر می­گذارند. بیماران مبتلا ممکن است این سوال را مطرح کنند، با توجه به شرایط خاص سلامتی شان، آیا زندگی عاطفی و والدی شان دوام خواهد داشت؟

روابط عاطفی با کیفیت مطلوب به همراه حمایت های خود مدیریتی، از سوی شریک زندگی می­تواند کیفیت کلی زندگی و کیفیت زندگی مرتبط با دیابت، رفتارهای خود مدیریتی و پیامدهای درمانی را بهبود بخشد. پیامدهای نامطلوب درمانی می­تواند برتوانایی­های عملکردی فرد، تاثیر گذارد و باعث تغییر نقش فرد مبتلا به دیابت در زندگی شود. اختلال عملکرد جنسی غالبا با افسردگی همراه است و به طور منظم در گزارشات بالینی یافت می­شود.

سالمندی و دیابت:

افراد سالمند مبتلا به دیابت ممکن است از نظر عملکردی و شناختی بدون مشکل باشند، امید به زندگی در آنان به طور قابل توجهی بالا باشد و نیازمند هیچ مداخلات روان شناختی  خاصی نباشند، با این حال، می­توانند  شرایط و مسائل خاص مرتبط با سن شان را داشته باشند(ابتلا به بیماریهای دیگر ، اختلال  درعملکرد شناختی، رژیم های درمانی پیچیده، اختلال عملکردی و محدودیت در منابع اجتماعی و مالی، افسردگی). برآورده شدن اهداف تنظیمی گلوکز، ممکن است تحت تاثیر، نیازمندی های غذایی خاص فرد مبتلا، محدودیت های فیزیکی، از دست دادن حافظه، پایین بودن سواد و مهارتهای شمارشی، قرار گیرد. مراقبین افراد مبتلا به دیابت،  باید در تصمیمات مدیریتی دیابت و تصمیم گیری های درمانی سهم داشته باشند. اهداف مداخلاتی روان شناختی و اجتماعی، شامل حمایت در خودمدیریتی، اطمینان از دسترسی به مراقبت های بهداشتی، بررسی حمایت های مالی و هیجانی، همچنین تسهیل در دستیابی به بهزیستی جسمانی و روانی می باشد.

زمانیکه افرد مسن مبتلا به دیابت از افسردگی نیز رنج می­برند، بهتر است رویکرد درمانی به سمت و سوی کارهای گروهی پیش رود به عبارتی دیگر پزشکان در حوزه­ی سلامت جسمانی، از روانپزشکان و مداخلات روان شناسان سلامت سود و بهره ببرند. در نهایت برای تشخیص اختلال عملکرد شناختی افراد سالمند، غربالگری شناختی به طور سالانه توصیه می­شود.

بیشتر بدانید ...

ملاحظات در جریان زندگی در افراد مبتلا به دیابت

درهرمرحله از زندگی، ارائه دهندگان خدمات بهداشتی باید در نظر بگیرند که کدام منابع و تطابق ها برای به حداکثر رساندن پیامدهای درمانی مثبت و بهزیستی مورد نیاز است، به ویژه شناسایی فاکتورهای روان شناختی موثر بر خودمدیریتی (مانند، فرهنگ، محیط، تعیین کننده­های اجتماعی، نقش ها ومسئولیت های زندگی، روابط بین فردی، همچنین ویژگی های فردی مانند، نژاد/ قومیت، سن، زبان و وضعیت اجتماعی-اقتصادی) مورد نیاز است.

باتوجه به ماهیت پویا و سریع تحولات شناختی و تغییرات هیجانی در دوران نوجوانی، تشخیص زود هنگام افسردگی، اختلالات اضطرابی، مسائل مربوط به غذا خوردن وناتوانایی های یادگیری، می­تواند دامنه و اثربخشی، گزینه های درمانی را افزایش دهد، همچنین ممکن است در به حداقل رساندن تاثیرات  منفی بر خودمدیریتی دیابت و پیامدهای بیماری کمک نماید. از آنجایی که  این نوجوانان به سیستم های حمایت اجتماعی ( مانند، خانواده و ارائه دهندگان خدمات درمانی) وابسته هستند، در نهایت باید، آنان را به سمت و سوی خودمدیریتی مستقل هدایت کرد، همچنین خانواده و شبکه های اجتماعی مرتبط به آنان لازم است در ارزیابی و درمان روان شناختی گنجانده شوند. والدین کودکان مبتلا به دیابت نوع۱ ، به ویژه در زمان تشخیص اولیه بیماری، مستعد افسردگی هستند. افسردگی مقاوم والدین،  می­تواند برسازگاری ومدیریت فرزندشان در بیماری دیابت بویژه، کودکان کوچکتر تاثیر­گذارد.

آموزش اعضای خانواده، تقویت مهارتهای حل مسئله و حل تعارض می­تواند مدیریت دیابت را بهبود بخشد، دستیابی به سطح مطلوب گلوکز را تسهیل و رنج روانی ناشی از دیابت را کاهش بخشد. سالهای نوجوانی با نقص در مراقبت از دیابت و اختلال در ارتباطات بین اعضای خانواده، جوانان و ارائه دهندگان خدمات درمانی شناخته شده است. مشخصه های بلوغ نرمال افزایش استقلال در تصمیم گیری و تمایل به گروه همسالان، برای تایید خود پنداره و خود ارزشمندی می­باشد. تمایل نوجوانان به مطابقت و همسانی در گروه ممکن است در پنهان کردن یا به حداقل رساندن رفتارهای مراقبتی دیابت نقش داشته باشد. در نتیجه  خودمدیریتی آنان را در مدرسه به خطر بیاندازد.

رشد شناختی و مهارتهای تصمیم گیری بر طیف گسترده های از رفتارهای پرخطر و پذیرش رفتارهای خود مدیریتی در زندگی روزانه تاثیر مثبت خواهد گذاشت. سطح نا مطلوب مدیریت گلوکز خون نباید به طور خودکار به سرکشی و نافرمانی نوجوانان و یا فقدان نگرانی آنان برای سلامتی شان نسبت داده شود. بنابراین  ارزیابی دقیق روان شناختی متناسب با سن و بررسی دقیق رژیم های پزشکی، توصیه می­شود، تا اصلاحات لازم، برای تسهیل خودمدیریتی و بهزیستی انجام شود. چنانچه نوجوانان در پذیرش حمایت از پزشکان، خانواده و دوستان مقاومت نشان دهند، باید احتمال مسائل روان شناختی  جدی تر را مورد توجه  و ارزیابی قرار گیرد.

اگرچه مسائل اخلاقی و حقوقی مربوط به پذیرش و یا امتناع از مولفه های درمانی (به عنوان مثال، پمپ انسولین) به طور گسترده مورد مطالعه  قرار نگرفته است، بدون شک این موضوعات در فرایند درمان ظاهر خواهند ­شد. بنابراین هنگام ارزیابی و درمان باید موضوع رضایت از درمان، مورد توجه قرار گیرد.

ظهور فن آوری هایی مانند تلفن و رایانه  با هدف ارسال اطلاعات  مورد نیاز برای خود مدیریتی، می­تواند در حفظ ارتباط از طروق کانال های غیر حضوری مفید باشد و ممکن است راهی برای ارتباط مستقیم جوانان با ارائه دهندگان خدمات درمانی فراهم نماید، به طوری که آنان، در خود مدیریتی احساس استقلال نمایند. بحث و گفتگو با نوجوانان باید شامل پرسش هایی در مورد بهزیستی، رنج روانی در دیابت و رفتارهای پرخطر(سوء مصرف مواد و فعالیت های جنسی) آنان باشد.

بیشتر بدانید ...

مراقبت های روان شناختی در افراد مبتلا به دیابت

ترکیبی از عوامل اجتماعی،رفتاری و هیجانی فاکتورهای روان شناختی محسوب می­شوند که بر زندگی، بهزیستی و رضایت از پیامدهای درمانی  افراد مبتلا به دیابت نوع ۱و۲ تاثیر می­گذارد. بنابراین افراد مبتلا به دیابت و خانواده­هایشان با مسائل پیچیده و چند جانبه­ای روبرو می­شوند. برای ارتقاء بهزیستی روان شناختی و پیامدهای درمانی، مراقبت­های بیمار محور ضروری می­باشد، که این­گونه تعریف می­شود " ارائه مراقبت­ها به شیوه محترمانه و منطبق بر نیازها، ارزش­ها و ترجیحات فرد بیمار و اطمینان از اینکه ارزش های بیمار، تمامی تصمیمات را هدایت می­­نماید."

اجرای مداخلات روان­شناختی بیمار محور نیازمند ارتباط و تعامل موثر، شناسایی مشکل، غربالگری روانی، تشخیص، ارزیابی و مداخلات متناسب با شرایط زندگی، ارزش­ها و ترجیحات فرد مبتلا به دیابت می­باشد.

مسائل روان شناختی که بر خودمدیریتی افراد مبتلا به دیابت تاثیر می­گذارد:

افراد مبتلا به دیابت تا زمانی که صلاحیت مهارت­های خود مراقبتی آنان تایید شود، باید مورد ارزیابی و آموزش قرار گیرند. متخصصان سلامت باید بار درمان و میزان اعتماد به نفس/ خودکارآمدی و سطوح حمایت­های اجتماعی و خانوادگی فرد بیمار را در حین ارائه و توصیه­ها در نظر بگیرند. عوامل متعددی به غیر از عوامل رفتاری  فرد بیمار بر پیامدهای درمانی تاثیر می­گذارد، به عنوان مثال می­توان از، صلاحیت­های مدیریتی لازم در طبابت، مدت زمان ابتلا به دیابت، افزایش وزن، سایر موارد مرتبط با سلامت (مانند، داشتن بیماری­های دیگر و داروهای مصرفی همزمان) نام برد. بنابراین بدون ارزیابی دقیق و مستقیم صحیح نمی­باشد که سطوح نامناسب گلوکز و یا اثرات جانبی ناشی از بیماری را، فقط به رفتارهای خودمدیریتی بیمار نسبت دهیم.

در حین ارتباط با بیماران و خانواده­شان باید تایید کرد که عوامل متعددی برکنترل میزان گلوکز تاثیر می­گذارد، اما بر این نکته تاکید بیشتر شود که پیروی از رژیم های درمانی توصیه شده و تغییر در سبک زندگی می­تواند بر بهبود نتایج بیماری و بهزیستی بیمار، به طور قابل توجهی تاثیر داشته باشد. بنابراین هدف کلی باید توانمندسازی بیماران دیابتی بدون مقصر قلمداد کردن  آنان (زمانی­که خودمدیریتی در سطح مطلوب قرار ندارد) به عدم پیروی از توصیه­های درمانی باشد.

 واژه­ی آشنای عدم پیروی، نقش منفعل و مطیع بیمار را القاء می­کند که مغایر با نقش فعال بیمار که بر برنامه­ریزی و نظارت روزانه، ارزیابی و حل مسئله در خودمدیریتی تاکید می­نماید، می­باشد. درک بیمار از توانایی خود یا خودکارآمدی در خود مدیریتی دیابت از اهمیت بالایی برخوردار است. فاکتورهای روانی اجتماعی مرتبط در خودمدیریتی و پیامدهای درمانی  دیابت باید هدف اساسی در ارزیابی مداوم و برنامه­ریزی درمانی قرار گیرد.

خودمدیریتی نامطلوب ممکن است به دلیل محدودیت­های عملکردی (مانند، نابینایی، مشکلات مرتبط با چاقی، سواد کم سلامت و مشکل در شمارش)، فقدان آموزش مناسب، فراموشی، موانع روانی اجتماعی(مانند: عدم حمایت­های خانوادگی و اجتماعی، باورهای نادرست درمورد بیماری و درمان، پریشانی­های هیجانی،علایم افسردگی و کمبود و نقص در حل مسئله و یا مهارت­های مقابله­ای) باشد. بنابراین نیازهای افراد باید ارزیابی شود تا مداخلات متناسب با مشکلات بیماری­شان تنظیم گردد، از سویی پرسشنامه­های خود گزارش­دهی را می­توان در حین اجرا و انجام مداخلات استفاده کرد.

استفاده از رویکرد غیر قضاوتی که لغزش­های دوره­ای در  برنامه­های خودمدیریتی را عادی و نرمال می­نماید. می­تواند در کم کردن مقاومت بیماران در گزارش­دهی مشکلات­شان  نقش داشته باشد.

انتخاب روزانه غذاهای سالم از سخت­ترین جنبه­های خودمدیریتی دیابت می­باشد. به جای بیان، رفتارهای متعدد ناسالم به عنوان فاکتورهای تاثیرگذار بر عدم رعایت رژیم غذایی، استفاده از دستورالعمل­های موجود در تغذیه و الگوهای غذایی متناسب با هر فرد که  بسیار منعطف باشد، باید ارتقاء یابد. خودنظارتی بر میزان مصرف مواد غذایی، می­تواند به افراد دیابتی در گردآوری اطلاعات مورد نیاز متخصصین تغذیه برای برنامه­ریزی غذایی و توصیه های رژیمی بیمار کمک نماید، همچنین در ارزیابی و شناسایی رفتارهای مختل­کننده رژیم غذایی، نیز مفید باشد.

منبع: انجمن دیابت امریکا

بیشتر بدانید ...

رنج روانی ناشی از دیابت

رنج روانی ناشی از دیابت بسیار متداول و رایج است  که متمایزاز اختلالات مشابه  روانی می باشد. مطالبات مداوم و ثابت رفتاری (دوز دارویی،فراوانی و تواتر مصرف دارو،نظارت بر میزان گلوکز خون،میزان مصرف مواد غذایی و الگوهای غذایی، در نهایت  کنترل میزان فعالیت فیزیکی) خودمیریتی دیابت، پتانسل و واقعیت های موجود در بیماری، مستقیما با خود گزارش دهی ناشی از رنج روانی در دیابت مرتبط است. در طول ۱۸ ماه، میزان شیوع این رنج  ۱۸-۴۵%  و میزان بروز آن در حدود ۳۸-۴۸ % می باشد. سطوح بالای رنج روانی در دیابت به طور قابل چشمگیری بر رفتارهای تبعیت دارویی، سطوح بالای A1C * ، خودکارآمدی پایین، رژیم غذایی و رفتارهای ورزشی پایین در ارتباط است. ارائه مشاوره و مداخلات روان شناسی در رنج روانی (زمانی که تشخیص داده شد) مفید می باشد. حدود یک سوم از نوجوانان مبتلا به دیابت دچار رنج روانی ناشی از این بیماری می شوند که ممکن است با کاهش رفتارهای خودمدیریتی و سطوح غیر نرمال گلوکز همراه می شود. والدین کودکان مبتلا به دیابت نوع ۱ نیزمستعد ابتلا به این رنج روانی شوند که آن هم به نوبه ی خود می تواند در ارائه حمایت اجتماعی و مدیریت دیابت به فرزندشان تاثیر گذارد.رنج روانی در دیابت باید به طور پیاپی با استفاده از ابزارهای معتبر و متناسب کنترل شود و چنانچه شناسایی شد، فرد بیمار باید برای آموزش و مشاوره ارجاع داده شود،  هدف  از ارجاع ، نشانه گیری حوزه هایی از خودمراقبتی که بیشترین ارتباط با بیمار و بیشترین تاثیر را بر نتایج درمانی در دیابت  دارد، می­باشد.

بیشتر بدانید ...

ترس ناشی از افت ناگهانی گلوکز خون

به طور معمول، ترس از افت ناگهانی گلوکز در دیابت همچنین، نا آگاهی در مورد زمان  دقیق، بروز افت قند خون، همراه یکدیگر می­باشند، مداخلات با هدف درمان یکی از موارد مذکو، آن دیگری را نیز نشانه می گیرد. ترس ناشی از افت گلوکز ممکن است، با اجتناب از رفتارهایی که موجب کاهش سطح گلوکز خون در ارتباط می باشد،همراه گردد( مانند افزایش دوز انسولین و یا پایش مکررسطح گلوکز).

چنانجه این ترس شناسایی شد، اجرای  مداخلاتی  ساختار یافته، آموزش های لازم برای آگاهی از علائم کاهش گلوکز خون، درعمل می­تواند به بهبود میزان A1C* و یا کاهش بروز افت  شدید گلوکز کمک نماید. بهبودی از این ترس، می تواند رنج روانی دیابت را کاهش و بهزیستی روان­ شاختی را افزایش دهد. علاوه بر آن، وقوع افت شدید گلوکز می تواند باعث تروما بعد ازاسترس(PTSD )، علایم شبه PTSD و علائم اختلال هراس شود. اگرچه میزان شیوع PTSD و اختلال هراس در افراد مبتلا به دیابت به طور دقیق مطالعه نشده است، اما به طور شهودی، با توجه به ماهیت تهدید آمیز بیماری ( بویژه در افراد تحت درمان با انسولین)، می­توان  پی برد.

*میزان A1c را اندازه می گیرند تا دریابند که میانگین قند خون در چند هفته گذشته چقدر بوده است. ثابت شده است که میزان زیاد A1c رابطه نزدیکی با آسیب دیدن اعصاب و رگ های خونی کوچک دارد، که ممکن است در بخش های مختلف بدن به ویژه چشم ها و کلیه ها مشاهده شود

بیشتر بدانید ...

اختلال افسردگی به همراه دیابت

شیوع اختلالات روانپزشکی به طورچشمگیری در بیماران مبتلا به دیابت بالاست.علائم بالینی که در توانایی خودمدیریتی  افراد مبتلا به دیابت مداخله می­نماید، باید مورد توجه قرار گیرد. داشتن سابقه­ی افسردگی، افسردگی فعلی، استفاده از داروهای ضد افسردگی از عوامل خطر برای پیشرفت دیابت نوع ۲ می­باشد، بخصوص اگر فرد دارای فاکتورهای پر خطر دیگری مانند چاقی و سابقه­ی خانوادگی دیابت نوع ۲ باشد. علایم افسردگی و اختلال افسردگی، از هر چهارنفر یک فرد مبتلا به دیابت نوع ۱ ویا نوع ۲ را تحت تاثیر قرار می­دهد. بنابراین غربالگری روتین با هدف شناسایی علائم افسردگی در گروه پر خطر، که شامل افراد مبتلا به دیابت، افرادی که به احتمال بالا، به بیماری دیابت مبتلا می­شوند(افراد با اضافه وزن)، افراد مبتلا به دیابت حاملگی و دیابت بعد از زایمان می­باشد. صرف نظر از نوع دیابت، میزان  شیوع افسردگی در زنان نسبت به مردان بیشتر است. نظارت مداوم و سنجش علایم با ابزارهای معتبر و متناسب بیماران می­تواند در شناسایی و یا ارجاع بیمار، کمک کننده باشد. رفع  

          علائم افسردگی و یا اختلال افسردگی در بیماران بزرگسال نیازمند نظارت مداوم برعود مجدد علائم افسردگی در مراقبت های روتین است. ترکیبی از مراقبت­های روان شناختی و جسمانی می­تواند نتایج درمانی را بهبود بخشد.ارائه دهندگان مداخلات روان شناختی بهتراست در تیم­های درمانی دیابت گنجانده شوند. اضافه نمودن فعالیت­های فیزیکی در برنامه­های خود­مدیریتی دیابت به بهبود سلامت و بهزیستی روانی بیماران دیابتی کمک می­نماید.

           منبع: انجمن دیابت آمریکا

بیشتر بدانید ...

اختلالات روان شناختی همراه با دیابت

علائم اضطرابی و اختلالات قابل تشخیص (به عنوان مثال، اختلال اضطراب فراگیر(GAD)، اختلال بد شکلی بدن، اختلال وسواسی- اجباری، فوبیای خاص و استرس پس از سانحه) در بیماران دیابتی شایع است. سیستم ناظر بر ریسک فاکتورهای رفتاری در امریکا، شیوع اضطراب فراگیر را حدود ۵/۱۹% در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۱ و یا نوع ۲ بر آورد کرده است. نگرانی­های خاص مربوط به دیابت شامل ترس از بالا رفتن سطح گلوکز خون ، نرسیدن به سطوح مطلوب گلوکز و تزریق انسولین و یا عفونت می­باشد.اضطراب فراگیر پیش بین، اضطراب ناشی از تزریق و یا ترس از هیپوگلسمی (کاهش سطح گلوکز خون) می­باشد.

بیشتر بدانید ...

اختلالات رفتاری در خوردن مواد غذایی و دیابت

برآورد میزان شیوع اختلات رفتاری درخوردن و همچنین اختلالات خوردن قابل تشخیص در افراد مبتلا به دیابت متغیر است.افراد مبتلا به دیابت دارای اختلالات خوردن قابل تشخیص، به احتمال بالا، مبتلا به اختلالات روانی دیگری نیز می باشند. افراد مبتلا به دیابت نوع۱، اقدام به حذف انسولین، با هدف کاهش وزن معمول ترین اختلال رفتاری در خوردن ، این بیماران می­باشد. در مبتلایان به  دیابت تیپ۲ خوردن افراطی(مصرف بیش از حد مواد غذایی  همراه با احساس از دست دادن کنترل) به طور معمول گزارش شده است همچنین در افراد مبتلا به دیابت نوع ۲ حذف عمدی انسولین تجویز شده، به طور مکرر گزارش شده است. به احتمال بالاتری، مصرف افراطی غذا در افراد مبتلا به دیابت نسبت به افراد غیر دیابتی رخ می­دهد.اگرچه پژوهش های انجام شده، بر روی میزان شیوع  این اختلال، در نمونه های خاص دیابتی ، بسیار متغیر گزارش شده است. اختلات خوردن قابل تشخیص دیگر، شیوع بسیار کمتری در این بیماران دارد. فاکتورهایی که بر شناسایی علائم خوردن نا منظم  می­تواند تاثیرمنفی  گذارد، همان رفتارهایی هستند که به عنوان بخشی از فرایند درمان تجویز شده اند(مانند شمارش میزان مصرف کربوهیدرات ها و محدودیت دریافت کالری و یا عوارض جانبی درمانی مانند گرسنگی بیش از حد ثانویه به افت گلوکز خون) می­باشد. هنگام ارزیابی علائم اختلال خوردن در بیماران، باید علت و انگیزه­ی رفتاری در نظر گرفته شود. برای مثال به علت عدم خودمدیریتی مطلوب، تزریقات انسولین را انجام نداده یا به طور عمد با هدف از دست دادن وزن از مصرف داروی تجویزی سر باز زده است.

ارزیابی و غربالگری در خوردن آشفته­ی مواد غذایی، نیازمند روش هایی است که نسخه های درمانی، رفتارهای مرتبط با رژیم غذایی و مشکلات خاص خوردن مرتبط با دیابت را به عنوان فرایندهای  موجود در بیماری شامل شود. اگر سندرم خوردن شبانه (عادت به خوردن شب هنگام و یا بعد از بیداری از خواب و یا خوردن بیش از حد بعد از صرف شام) تشخیص داده شد، تغییرات در رژیم درمانی تا زمانی که الگوهای نا سازگار غذایی اصلاح نشوند، نیازمند می­باشد.

بیشتر بدانید ...

اختلال وسواسی اجباری و دیابت

اگر بیمار مبتلا به دیابت، رفتارهای خود میریتی دیابت را بیش ازآنچه که برای دستیابی به سطح مطلوب گلوکز، لازم است، انجام دهد، افکار منفی تکرارشونده راجع به ناتوانی در جلوگیری از پیامدهای بد بیماری و یا افکار و رفتارهای تکراری مرتبط با موارد مذکور داشته ، که با دیگر عملکردهای روزانه­ی او تداخل ایجاد نماید ،ممکن است فرد علائم اختلال وسواسی اجباری را تجربه می­کند.ارجاع به یک متخصص بهداشت روان (مانند روانپزشک) باید در نظر گرفته شود. بخصوص اگر آموزش، در کاهش افکار وسواسی یا اعمال مرتبط به آن موثر نباشد. در تشخیص علائم شبه وسواسی باید احتیاط شود چرا که بخشی از رفتارهای خود مدیریتی (مانند چک کردن تکراری با هدف کنترل ­تهدید های ادراک شده­ی واقعی) مشابه با رفتارهای وسواس گونه هستند.

بیشتر بدانید ...
اختلال بدشکلی بدن و دیابت

اختلال بد شکلی بدن و دیابت

مشغولیت ذهنی با تصور نقص در ظاهربدن فرد مبتلا به دیابت که در حوزه های اجتماعی،شغلی ویا دیگر حوزه­های 

عملکردی فرد اختلال ایجاد نماید، می توان نشان دهنده­ی اختلال بد شکلی بدن باشد.زمانی که هنوز افکار و علائم این اختلال به سطح تشخیص بالینی نرسیده است،شناسایی این باورها،زمینه ای برای ارائه­­ی آموزش های لازم در مورد فرایندهای ایجاد این اختلال ، بیان و تشریح تمایزآن با واکنش های هیجانی وابسته به بیماری دیابت و پرسش­های اجتناب ناپذیر در مورد کاهش سطح سلامت در دیابت  فراهم می­نماید.در زمان شروع شکایات ،که ممکن است افکار و باورهای مربوط به اختلال بد شکلی بدن بوجود آید، بهتر است آموزش های مجدد و مشاوره های لازم توسط روان شناسان سلامت اجرا شود.

بیشتر بدانید ...