مشکلات افراد سالمند

جمعیت جهان به سرعت در حال پیر شدن است.پیش بینی می­شود تا سال ۲۰۵۰ جمعیت سالمندی جهان دو برابر خواهد شد. یعنی از %۱۲ کنونی به ۲۲% می­رسد. به طور دقیق­تر افراد بالای ۶۰ سال ازعدد ۹۰۰ میلیون به ۲میلیارد نفر، خواهد رسید!

افراد سالمند با چالش­های سلامت فیزیکی و روانی روبرو هستند که احتیاج به تشخیص دارد. مشکلات سلامت روان توسط متخصصان و خود افراد سالمند تشخیص داده می­شوند، اما متاسفانه با توجه به انگ­های مرتبط با مشکلات روانی، میلی برای دریافت کمک از سوی افراد سالمند وجود ندارد.

ریسک فاکتورها برای سلامت روان سالمندان:

عوامل متعدد استرس در هر مرحله از زندگی وجود دارد. افراد مسن نیز مانند سایر افراد، استرس­های معمول زندگی را تجربه می­کنند، علاوه بر آن استرس­های خاصی وجود دارند که مربوط به سال­های پایانی زندگی است، این استرس­ها ناشی از روند از دست دادن چشمگیر ظرفیت­ها و کاهش توانایی­های(عملکردی)، (برای مثال کاهش توانایی حرکتی، دردهای مزمن، ضعف و دیگر مسائل سلامتی) است، از سوی دیگر اتفاقاتی متاثر از کاهش سطح اقتصادی و اجتماعی به دلیل بازنشستگی( که برخی از آنان نیازمندان مراقبت طولانی هستند). باعث انزوا، تنهایی و یا تنش روان شناختی در این افراد  می­شود. بر اساس پژوهش­های معتیر، بین سلامت روان و سلامت جسمانی رابطه مستقیم وجود دارد. سالمندان نسبت  به افراد جوان­تر درگیر بیماری­هایی مانند قلبی وعروقی هستند به همین دلیل، به احتمال زیاد مستعد افسردگی هستند، که می­تواند اثرات منفی در نتایج درمانی آنان داشته باشد.

این موضوع بسیار با اهمیت است که افراد سالمند می­توانند قربانی سوءاستفاده­هایی از جمله توهین فیزیکی، کلامی، روانی، جنسی، رها شدگی، کم توجهی و در نهایت آسیب جدی به کرامت انسانی، شوند. شواهد اخیر نشان داده است از هر ۶ فرد مسن ۱ نفر مورد سوءاستفاده قرار می­گیرد. این تجربه نه فقط باعث آسیب فیزیکی بلکه منجر به آسیب­های جدی تر می­شود و حتی در شرایطی موجب پیامدهای روان شناختی ماندگار مانند افسردگی و اضطراب گردد.

منبع:سازمان بهداشت جهانی

بیشتر بدانید ...

چرا سلامت روان یک موضوع مهم در سلامت همگانی است؟

تعریف سازمان بهداشت جهانی از واژه "سلامت" بدین­گونه است:”حالتی از بهزیستی کامل جسمانی، روانی واجتماعی نه صرفاً نداشتن بیماری یا ناتوانی جسمی". مطابق این تعریف، سلامت روان بخشی جدایی­ناپذیر سلامت می­باشد،که می­بایست شناسایی و در صورت وجود اختلال، درمان شود.

به همین دلیل سلامت روان به عنوان قسمتی از وظایف سلامت همگانی در حال پر رنگ شدن می­باشد. بر این اساس وظایف مذکور می­تواند در راستای برنامه­ریزی و هدف­گزاری حوزه سلامت همگانی و ارتقاء سلامت مورد توجه قرار گیرد، همانطور که تاکنون دربخش پیشگیری و بیماری­های مزمن چنین اقداماتی صورت گرفته است. در این مسیر با چالش­هایی از قبیل چگونگی شناسایی ریسک فاکتورها، افزایش آگاهی درمورد اختلالات روان و به طور همزمان ارزیابی اثربخشی درمان­ها،برداشتن انگ­ها از اختلالات روان ، از بین بردن نابرابری­ها در ارایه خدمات و نهایتاً بهبود در ارزیابی خدمات مواجه هستیم. سلامت روان در سالمندی به اندازه سلامت جسمانی در این دوره از زندگی مورد توجه و با اهمیت است.

Reference: Centers for Disease Control and Prevention and National Association of Chronic Disease Directors

منبع: مراکز کنترل و پیشگیری بیماریها و انجمن ملی مدیران بیماری های مزمن آمریکا

بیشتر بدانید ...

دمانس و افسردگی در افراد سالمند به عنوان یکی از مسائل مهم در سلامت همگانی

دمانس:

دمانس سندرمی است که به طور معمول ماهیتی پیشرونده و مزمن دارد، که با زوال در حافظه، تفکر، تخریب رفتار و ناتوانایی در انجام فعالیت­های روزانه همراه می­باشد.پیش بینی می­شود که حدود ۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان مبتلا به دمانس باشند که تقریبا  60%  از این افراد در کشورهایی با درآمد متوسط و یا پایین زندگی می­کنند. همچنین با توجه به جمعیت کلی دمانس پیش بینی می­شود که در سال ۲۰۳۰ این جمعیت به ۸۲ میلیون نفر و در سال ۲۰۵۰ به ۱۵۲میلیون نفر برسد. از نظر هزینه­های مربوط با مراقبت­های پزشکی، اجتماعی و مراقبت­های پرستاری مرتبط با دمانس، این بیماری بار اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی را تحمیل می­نماید. از سویی دیگر فشارهای اقتصادی، هیجانی و فیزیکی در این بیماری، می­تواند باعث به وجود آمدن، استرس طاقت فرسا در خانواده و مراقبان افراد مبتلا  ­گردد. درنتیجه نیاز به حمایت از سوی سیستم­های بهداشتی، اجتماعی، مالی و قانونی هم برای افراد بیمار و هم مراقبان آنان وجود دارد.

افسردگی:

افسردگی رنج بزرگی ایجاد می­کند که می­تواند منجر به اختلال در عملکرد روزانه­ی زندگی شود. با در نظر گرفتن جمعیت جهان، افسردگی به احتمال ۷ % در افراد مسن رخ می­دهد و۷/۵ % از سالخوردگان در افراد بالای ۶۰ سال درگیر این اختلال هستند. افسردگی عموماً در مراحل مراقبت اولیه غیر قابل تشخیص و درمان می­باشد. علائم این اختلال، غالباً نادیده گرفته و درمان نمی­شوند زیرا با سایر مشکلات پیش آمده در سالمندان شباهت دارند. افراد مسن با علائم افسردگی نسبت به افرادی که به بیماری­های مزمن ( از قبیل بیماری­های ریوی، فشار خون ودیابت ) عملکرد ضعیف­تری دارند. جای بسی تاسف، افسردگی باعث افزایش استفاده از خدمات مراقبت های بهداشتی و هزینه های مربوطه می­شود.

منبع: سازمان بهداشت جهانی

بیشتر بدانید ...

بیماری پارکینسون دقیقا چیست؟

بیماری پارکینسون نوعی اختلال حرکتی است که بر توانایی انجام فعالیت­های روزانه تاثیرمی­گذارد. اگرچه این بیماری خود را با طیف وسیعی ازعلائم  نمایان می­کند اما مشخصه­هایی خاص، در پارکینسون وجود دارد که بیشتر افراد مبتلا آن را تجربه می­کنند و نمایان تر می­باشد. در طبقه بندی مشخصه­های بیماری، علائم پارکینسون مبتنی برحرکت( حرکتی) و سایر موارد (غیرحرکتی) تقسیم می­شوند. رایج­ترین علائم حرکتی در بیماری ترمور(لرزش ریتمیک)، سفتی و سختی عضلات، کندی حرکتی(برادیکینزیا) می­باشند. بیمار مبتلا به پارکینسون ممکن است با مشکلات قرارگیری، تعادل، هماهنگی و قدم زدن نیز مواجه گردد. علائم غیرحرکتی مرتبط با پارکینسون شامل، مشکلات خواب، یبوست، اضطراب، افسردگی و خستگی می­باشد. نکته حائز اهمیت اینکه، اگرچه علائم مذکور، از علائم رایج پارکینسون می­باشد، اما می­تواند از فردی تا فرد دیگر متفاوت باشد. همچینن چگونگی تغییر این علائم با گذشت زمان و بروز سایر علائم پارکینسون می­تواند در یک فرد متفاوت باشد. افراد معمولا علائم مرتبط با پارکینسون را بعد از ۵۰ سالگی نشان می­دهند، اما افراد حتی در سنین جوان تر نیز می­­­­­­­­توانند این علائم را نشان دهند. طبق آماری احتمالی، یک میلیون در کشور آمریکا  و ده میلیون در سراسر جهان به پارکینسون مبتلا هستند.

منبع: کتابجه راهنمای بیماری پارکینسون ۲۰۱۹،انجمن بیماری پارکینسون آمریکا (APDA)

بیشتر بدانید ...

بیماری آلزایمر چیست؟

آلزایمر بیماریی مرتبط با مغز می­باشد که باعث ایجاد مشکلاتی در حافظه، تفکر و رفتار می­شود. آلزایمر یک بیماری پیشرونده است، اگرچه علائم بیماری می­تواند طیف گسترده ای داشته باشد اما فراموش­کاری اولین مشکل محسوس در بسیاری ازافراد است، به طوری که بر توانایی­های عملکردی آنان در خانه، محل کار و یا لذت بردن از تفریحات­شان تاثیر بگذارد. بیش از پنج میلیون آمریکایی به این بیماری مبتلا هستند، به عبارت دیگر به طور میانگین با در نظر گرفتن سه عضو مرتبط با فرد، بر پانزده میلیون نفرازاعضای خانواده، دوستان و مراقبان افراد مبتلا تاثیر می­­­­­­­­­­­­­­­­­گذارد. آلزایمر دارای سه مرحله می­باشد. مرحله اول (ملایم)، مرحله دوم (متوسط)، مرحله سوم(شدید)

مرحله اول:

           در اوایل تشخیص بیماری، فرد احتمالاً از نظرعملکردی کارهای فردی خود را انجام می دهد  و نیاز به کمک دیگران ندارد.  او ممکن است رانندگی، کار و فعالیتهای اجتماعی خود را انجام دهد. اما اشکالاتی درحافظه­اش مانند فراموشی کلمات و مکان­های آشنا و ... ایجاد می­گردد که دوستان، فامیل و افراد نزدیک به بیمار متوجه این مشکلات می­شوند.  

مرحله دوم:

           این مرحله معمولاً طولانی­ترین مرحله از این بیماری است و می­تواند سال­ها ادامه یابد. همزمان با پیشرفت بیماری، نیاز به مراقبت و پرستاری از فرد مبتلا بیشتر می­شود. در این مرحله فرد بیمار وقایع و خاطرات شخصی را فراموش می­کند، در به یاد­آوری آدرس، شماره تلفن و نام دبیرستان و دانشکده­ای که از آن فارغ التحصیل شده است یا فراموشی در مورد اینکه کجا هست و چه وقت از روز است و نیز در انتخاب لباس مناسب برای مناسبت ها و فصول مختلف دچار مشکل می­شود. در الگوی خواب وی مانند خوابیدن در روز و بیداری در سراسرشب، تغییراتی ایجاد می­شود و همچنین ریسک بالای گم شدن فرد مبتلا در این مرحله بالاست، از سوی دیگر تغییرات رفتاری و شخصیتی شامل توهم، سوءظن، رفتارهای اجباری و تکراری (فشردن دست، خرد کردن دستمال)، در وی ایجاد می­شود. حتی در شرایط وخیم­تر برخی از افراد در کنترل مثانه ای و روده ای دچار مشکل می­شوند.

مرحله سوم:

           در این مرحله افراد ممکن است، توانایی پاسخگویی به محیط اطراف، مکالمه و در نهایت کنترل حرکتی را از دست بدهند.  و یا اینکه در گفتن کلمات و یا عباراتی طوری عمل نمایند که برقراری ارتباط با آنان بسیار دشوار شود. همچنین با زوال حافظه و مهارت­های شناختی، تغییرات شخصیتی چشمگیری در آنان بوجود می­آید که نیازمند شدید مراقبت و نگهداری هستند. و در نهایت مستعد عفونت های گوناگون بویژه ذات الریه می­شوند.

           منبع: انجمن آلزایمر آمریکا

بیشتر بدانید ...

راهکارهای مراقبتی و درمانی برای حل نیازهای سلامت روان در افراد سالمند

سازمان بهداشت جهانی از دولت ها در راستای تقویت و ارتقای سلامت روان در سالمندان و ادغام استراتژی­های موثر در برنامه ها و سیاست ها حمایت می­کند. استراتژی و برنامه جهانی پیرامون سالخوردگی و سلامت توسط مجمع بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۶ تصویب شده است. یکی از اهداف این استراتژی جهانی، تراز کردن سیستم­های بهداشتی با نیازهای سالمندان در زمینه های سلامت روان وسلامت جسمانی می باشد. اقدامات کلیدی عبارتند از: جهت گیری سیستم های بهداشتی در حول ظرفیت های درونی و توانایی عملکردی، توسعه و اطمینان بخشی از دسترسی مناسب به مراقبت های بالینی یکپارچه­ی سالمند محور و تضمین نیروی کار پایدار و آموزش دیده­ی مناسب ومدیریت شده می باشد.

برنامه­­ی عملی و جامع سلامت روان برای سال­های ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ که همه ی کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی متعهد می­شوند در جهت ارتقاء بهزیستی روان، پیشگیری از اختلالات روان، ارائه  خدمات مراقبتی، تقویت بهبودی، ارتقاء حقوق بشر و کاهش مرگ و میر در افراد مبتلا به اختلالات روان از جمله افراد مسن، گام بردارند. این برنامه بر چهار هدف اصلی تمرکز دارد.

  1. تقویت رهبری و حاکمیت موثر بر سلامت روان
  2. تهیه و ارائه خدمات جامع، یکپارچه و پاسخگو در زمینه­ی سلامت روان و مراقبت های اجتماعی در محیط­های اجتماعی
  3. اجرا راهکارهای مبتنی بر ارتقاء و پیشگیری در زمینه­ی سلامت روان
  4. تقویت سیستم­های اطلاعاتی، شواهد و تحقیقات در سلامت روان

افسردگی، روان پریشی، خودکشی، تشنج و دمانس و اختلالات مرتبط با سوءمصرف مواد با هدف بهبود مراقبت از اختلالات روانی،عصبی و اعتیاد به مواد، از طریق تهیه ­ی راهنما و ابزارها برای توسعه خدمات درمانی در مناطق با منابع و درآمد کم در برنامه­ی جهانی گنجانده شده­اند.

این بسته شامل مدیریت و مداخلات پیشگیری کننده در هر یک از اولویت­ها ی مذکور در محیط­ها غیر تخصصی بهداشت از جمله برای افراد سالمند می­باشد.

منبع: سازمان بهداشت جهانی

بیشتر بدانید ...